مىشود يك باع فاصله دارد ، آنكس كه به فاصلهاى ميانه افكنده مىشود يك ذراع و آنكس كه به فاصله دور تر افكنده مىشود يك فتر . « 1 » پس گزندههاى دوزخ مارها و عقربهايى كه هر كدام چون يك يابوى سياه هستند و هرعقربى شصت بند دارد و در هربندى يك سبو زهر دارد و همچنين مارهايى سياه و نيلى كه هركدام به سان يك اسب بخاتىاند بر دوزخيان يورش مىآورند و به هرمردى هفتاد هزار مار و هفتاد هزار عقرب مىآويزد . آنگاه اين مرد به دوزخ ، در ژرفاى هفتاد هزار سال ، افكنده مىشود و در آنجا دوزخ او را نمىسوزاند و همين زهرها او را بسنده مىكند .
آنگاه به هريك از شاخههاى درخت زقوم هفتاد هزار مرد آويخته مىشوند ، بىآنكه اين شاخهها بشكنند يا خم شوند . آنگاه آتش از پس كسان به درونشان افكنده مىشود و به سينههايشان زبانه مىكشد و در نتيجهء آن لبها جمع مىشود ، دل از ميان مىرود ، پوست مىپزد و پيه ذوب مىشود .
سپس خداوند حى قيوم خشم مىآورد و مىفرمايد : اى پاسبان دوزخ ، به آنان بگو :
فَذُوقُوا فَلَنْ نَزِيدَكُمْ إِلَّا عَذاباً
« 2 » . اى پاسبان سعير ، شعله برافروز كه خشم من بر آن كس كه مرا بر عرشم دشنام داد و حق مرا سبك گرفت فزونى يافته است و من پادشاه جبارم .
پس پاسبان دوزخ بانگ برمىآورد : اى اهل گمراهى ، تكبرورزى و اى برخوردارشدگان از نعمت در دنيا ، لمس سقر را چگونه مىيابيد ؟
مىگويند : سينههاى ما را پخته ، گوشتهاى ما را خورده و استخوانهاى ما را از هم گسسته است و نه ما را فريادرسى است و نه ياورى .
فرموده است : پاسبان دوزخ نيز مىگويد : به عزت پروردگارم سوگند ، جز بر كيفرتان نيفزايم .
آنان مىگويند : اگر پروردگارمان ما را عذاب كند هيچ بر ما ستمى روا نداشته است .
هامش
( 1 ) . باع ، ذراع و فتر واحدهاى اندازهگيرى هستند . باع يا قامه متعادل 4 ذراع شرعى يعنى 2 متر است . ذراع نيز واحد اندازهگيرى قابل ملاحظهاى در اسلام است كه مال حدود نيم متر تعيين شده است . فتر نيز فاصله ميان نوك انگشت ابهام و سبابه در حالت باز بودن انگشتان است .
بنگريد به : اوزان و مقياسها در اسلام ، ص 88 و 89 ؛ لسان العرب ، ج 5 ، ص 44 ؛ تاج العروس ، ج 1 ، ص 149 - م .
( 2 ) . نبأ / 30 : پس بچشيد كه جز عذاب هرگز چيزى بر شما نمىافزاييم .