تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
است . چون اين جام به آنان نزديك مىشود لب‌هايشان از حرارت جمع مىشود ، گوشت صورتشان از هم مىپراكند و چون از آن مىنوشند و به شكم‌هايشان مىرسد آنچه در شكمشان است و نيز پوستشان ذوب مىشود . آن‌گاه ضربتى ديگر بر سرش فرودمىآيد و هفتاد هزار سال سقوط مىكند تا به برابرى سعير مىرسد و چون به برابرى آن رسد ، سعير بر چهره‌هايشان شعله زند و در اين هنگام از هرم آن چشم‌هايشان كور شود . سپس ضربتى ديگر بر سرش فرودآورده مىشود و هفتاد هزار سال ديگر سقوط مىكند تا به درخت زقوم مىرسد ، همان كه درباره‌اش فرموده است :
شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ * طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ
« 1 » . اين درخت را هفتاد هزار شاخه از آتش است و هرشاخه نيز هفتاد هزار ميوه از آتش دارد و هرميوه در زشتى و تعفن سر شيطان را ماند . اين درخت بر صخره‌اى صاف و لغزنده كه به آينه‌اى صاف مىماند استوار است و ميان اين صخره تا بن درخت هفتاد هزار سال است . شاخسارهاى اين درخت از آتش سيراب مىشود و ميوه‌اش آتش است و شاخه‌اش نيز از آتش است . آن‌گاه به آن دوزخى گفته مىشود : اى تيره‌بخت ، بالا رو ! اما هرچه بالا مىرود . به پايين مىلغزد و هربار كه مىلغزد بالا مىرود و بدين‌سان هفتاد هزار سال در عذاب مىماند . اگر هم از اين درخت ميوه‌اى بخورد آن را تلخ‌تر از سبر ، بدبوتر از لاشهء مردار و سخت‌تر از آهن مىيابد و چون اين ميوه به شكم او رسد به سان حميم به جوش آيد . آن‌گاه دوزخيان آن غذاهاى گوارايى را كه در دنيا مىخوردند به ياد مىآورند و زمانىكه در همين حال به سر مىبرند به ناگاه فرشتگان آن‌ها را مىكشند و آن‌ها براى هميشه در ظلمت‌هايى انباشته قرار مىگيرند و چون دوزخيان در آتش استقرار مىيابند صدايى چون صداى سرخ شدن ماهى در ظرف يا صداى شكستن نى شنيده مىشود . آن‌گاه دوزخى خود را از فراز درخت به دره‌هايى از مس گداخته كه از آتش نيز داغ‌تر است مىافكند . اين دره‌ها دوزخيان را مىجوشانند و سپس به ساحل‌ها مىافكنند . دره‌ها ساحل‌هايى چون ساحل‌هاى اين دريايتان دارند و آن كس كه به دورترين فاصله افكنده
هامش
( 1 ) . صافات / 64 و 65 : آن درختى است كه از قعر آتش سوزان مىرويد ، ميوه‌اش گويى چون كله‌هاى شياطين است .