تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
فرموده است : پس پاسبان دوزخ مىگويد :
فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ
« 1 » - يعنى ساكنان سعير از رحمت خدا دور باشند . سپس خداوند خشم مىآورد و مىگويد : اى پاسبان سعير ، شعله برافروز . آن پاسبان به خشم مىآيد و بر دوزخيان ابرى سياه مىگمارد كه همه را در سايهء خود مىگيرد . آن‌گاه آنان را مىخواند و آنان همه ، از آغازين تا انجامين و از برتر تا فروتر ، همه مىشنوند . پس مىپرسد : اگر بخواهم بر شما باران بفرستم چه مىخواهيد ؟ آب سرد . واى از اين تشنگى و فرياد از اين زبونى ! اما بر آنان سنگ ، قلاب‌هاى آتش ، غسلين « 2 » و كرم‌هايى از آتش فرومىبارد و پوست صورت و پيشانى آنان را مىسوزاند ، ديدگانشان را كور مىكند و استخوان‌هايشان را درهم مىشكند . در اين هنگام فرياد برمىآورند : واى بر تيره‌بختىها ! چون استخوان‌هاى آنان برهنه از بىگوشت مىماند خشم خداوند شدت مىيابد و مىفرمايد : اى پاسبان دوزخ ، آنان را به سان هيزمى كه در آتش باشد در شعله‌هاى خويش بسوزان . آن‌گاه موج‌هاى آتش هفتاد سال بر روح آن‌ها تازيانه‌هاى آتش مىنوازد و سپس درهاى دوزخ از درون بر آن‌ها بسته مىشود . از هردر تا در ديگر به اندازهء پانصد سال راهپيمايى فاصله است و قطر هردر نيز پانصد سال است . سپس هريك از آنان در تابوتى سه لايه از آتش نهاده مىشوند و هيچ صدايى از ايشان شنيده نمىشود ، جز آن‌كه ايشان را صدايى چون شيههء يابو و عرر الاغ و عوعو سگ است و كور و كرند و لالند و آن‌جا سخن جز ناله ندارند . پس درهاى ديگر يك بار ديگر از درون بر آن‌ها بسته مىشود و ستون‌ها پشت درها نهاده مىشود و از آن پس نه هيچ نسيمى به آن‌ها مىرسد و نه هيچ اندوه و انديشه‌اى از آن‌ها بيرون مىرود . آتش بر آنان چيره است و نه از ميان فرشتگان شفيعانى دارند ، نه از ميان بهشتيان دوستى نزديك . خداوند نيز آنان را از ياد مىبرد و نامشان از دل بندگان مىزدايد و از آن پس هيچ از ايشان ياد نمىشود .
هامش
( 1 ) . ملك / 11 : پس به گناه خود اقرار مىكنند . مرگ باد بر اهل جهنم . ( 2 ) . غسلين يا چركابه خوراك دوزخيان خوانده شده است . سورهء حاقه / آيهء 36 :وَ لا طَعامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ- م .