را بر تو تنگ خواهم گرداند ، خفتنگاهت را برايت جايگاه وحشت خواهم ساخت و خوراك تو را دگرگون خواهم كرد .
من يا باغى از باغهاى بهشت هستم ، يا گودالى از گودالهاى دوزخ .
سپس منكر و نكير كه دو فرشتهء سياه نيلى هستند و به نيشهاى خود قبر را مىشكافند ، بر موهايشان راه مىروند ، حدقههاى چشمانشان ديگهايى سياه را مىماند ، سخنشان چون رعد رعبآور و چشمانشان چون برق خيرهكننده است بر او وارد مىشوند ، او را بيم مىدهند بر او نهيب مىزنند و مىپرسند : پروردگارت كيست ؟ دينت چيست ؟ پيامبرت كيست ؟ و امامت كيست ؟ او نيز مىگويد : نمىدانم .
فرموده است : پس منكر و نكير مىگويند : گرفتار ترديد در دنيا و گرفتار ترديد در آخرت ، نه فهميدى و نه راه يافتى .
فرموده است : پس چنان ضربتى بر او وارد مىآورند كه هرچه از جن و انس در خاور و باختر هست فرياد او را مىشنوند .
فرموده است : و از شدت آن فرياد مارها به درون خاك مىخزند ، درندگان در جنگلها مىگريزند ، ولى شما از آن آگاهى نمىيابيد .
فرموده است : سپس خداوند دو مار سياه نيلى بر او مسلط مىسازد تا او را پنج ساعت در روز و شش ساعت در شب شكنجه دهند ؛ چرا كه او از مردم پنهان نمىكرد و از خدا نيز پنهان نمىكرد . پس نفرين بر مردمانى كه ايمان نمىآورند . « 1 »
فرموده است : آنگاه خداوند دو فرشتهء كر و كور بر او مسلط مىسازد كه هركدام دو گرز آهنين از آتش دارند و تا قيامت بر او ضربت وارد مىآورند و هيچ در اين ضربت به خطا نمىروند و او فرياد مىكشد ولى به فريادش گوش نمىسپارند .
آن هنگام كه بانگ قيامت برمىخيزد گور او از آتش برمىفروزد و مىگويد : واى بر من كه قبرم به آتش شعلهور شده است . پس منادىاى بانگ برمىآورد : زنهار كه تباهى و خوارى به تو نزديك شده است . از آتش قبر به استقبال آتشى برخيز كه هرگز خاموش نمىشود .
پس از قبر خويش بيرون مىآيد ، در حالى كه چهرهاش سياه و چشمانش نيلگون است ، خرطومش دراز شده ، دلش سخت غرق اندوه است و سر فرو افكنده و نگاهى اندك مىدزدد .
هامش
( 1 ) . اقتباس از آيه 44 سورهء مؤمنون :فَبُعْداً لِقَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ .