تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
در حالى كه چشمانش چون برق كشنده ، صدايش چون رعد رعب‌انگيز ، رنگش چون پاره‌هاى شب تيره‌وتار و نفسش چون زبانه‌هاى آتش است ، يك پايش در خاور و پاى ديگرش در باختر و قدم‌هايش در هوا است . با خود ميله‌اى پرشاخك از آتش دارد و پانصد فرشته همراه اويند كه هركدام تازيانه‌هايى از ژرفاى دوزخ دارند و اين تازيانه‌ها از زبانه‌هاى آتش دوزخند و پيوسته برمىافروزند . آنان همچنين با خود ماده‌اى سياه و اخگرهايى از آتش جهنم دارند . سپس يكى از پاسبانان دوزخ كه او را سحقطائيل گويند بر وى وارد مىشود و شربتى از آتش به او مىخوراند كه از آن پس پيوسته تشنه باشد تا به دوزخ درآيد . چون آن كافر به فرشتهء مرگ بنگرد چشمانش از حدقه بيرون افتد و عقل از سرش برود و گويد : اى فرشتهء مرگ ، مرا بازگردان . فرموده است : اما فرشته مرگ مىگويد : « نه ، اين سخنى است كه او خود بر زبان مىراند « 1 » » . فرموده است : پس مىگويد : اى فرشتهء مرگ ، اينك دارايى ، زنان و فرزندان و خاندان خويش و آنچه در اين دنيا داشتم به كه واگذارم ؟ فرشتهء مرگ مىگويد : به ديگران واگذار و خود روانهء دوزخ باش . فرموده است : پس فرشتهء مرگ آن ميلهء پرشاخك را بر او فرود مىآورد و هرشاخه از آن در رگى و مفصلى مىنشيند . سپس او را سخت مىفشرد و جان او را از سمت پاهايش مىكشد . چون جان به زانوها مىرسد به ياران خود فرمان مىدهد و آنان او را هدف باران تازيانه‌ها قرار مىدهند . پس از چندى تازيانه‌ها را از او برمىگيرد و پيش از آن‌كه جان از تن بيرون رود ، بىهوشىها و دشوارىهاى مرگ را به او مىچشاند ، گويى كه هزار شمشير بر او فرود آورده‌اند . وضع چنان است كه اگر او را توان همه جنيان و انسان‌ها بود هررگ و هرپى او جداگانه از درد مىناليد . گويى ميله‌اى پرشاخك را بر پشمى تر فرود آورده‌اند و سپس پشم را بر آن پيچيده‌اند ، چونان كه به هرچه رسد آن را بيرون كشد و به خود بچسباند . بيرون كشيدن جان كافر از هررگ و هرعضو و هرمفصل و هرموى او نيز چنين است . چون جان به حلقوم رسد فرشتگان بر صورت و پشت او ضربت فرود آورند و گفته شود :
هامش
( 1 ) . اقتباس از آيهء 100 سورهء مؤمنون :كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها- م .