آسترىهاى سبز مىپوشاند . « 1 »
* از همو ، از عوف ، از جابر ، از امام باقر عليه السّلام روايت شده كه فرموده است : بهشتيان زندهاند و هرگز نمىميرند ، بيدارند و هيچ نمىخوابند ، بىنيازند و هيچ فقير نشوند ، شادند و هيچ غمگين نگردند ، مىخندند هرگز نگريند ، گرامىاند و هرگز خوار داشته نشوند ، لبخند در چهره دارند و هرگز پيشانى درهم نكشند ، آراستهاند و همواره شادمانند ، مىخورند و هرگز گرسنه نشوند ، سيراب گردند و هرگز تشنه نشوند ، جامه پوشانده شوند و هرگز برهنه نباشند ، پيوسته بر مركب نشينند و به ديدار همديگر روند ، همواره پسركان ماندگار در حالى كه ابريقهاى نقره و جامهاى طلا در دست دارند بر آنان سلام كنند ، همواره بر تختها تكيه زنند و تماشا كنند و پيوسته از جانب خداوند به آنان تحيت و سلام مىرسد .
از خداوند به رحمتش بهشت را مسألت كنيم كه او بر هرچيزى توانا است . « 2 »
[ اوصاف دوزخ ]
* سعيد بن جناح گفته است : عوف بن عبد اللّه ازدى ، از جابر بن يزيد جعفى ، از امام باقر عليه السّلام برايم نقل كرده كه فرموده است : چون خداوند اراده كند كه جان كافر را بستاند فرمايد :
اى فرشتهء مرگ ، با يارانت نزد دشمن من روانه شويد ؛ كه او را آزمودهام و نيك هم آزمودهام و او را به دار السّلام خواندهام . اما او جز اين را كه مرا ناسزا گويد برنتافته ، به من و به نعمت من كفر ورزيده و مرا بر عرشم ناسزا گفته است . اينك روح او بستان تا او را به دوزخ درافكنى .
فرموده است : پس ملك الموت با چهرهاى زشت و رويى درهم كشيده به سراغ او مىآيد ،
هامش
( 1 ) . حديث را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 8 ، ص 220 - م .
( 2 ) . حديث را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 8 ، ص 220 .
ناگفته نماند مجموعهء احاديث اين بخش را علامهء مجلسى از اختصاص نقل كرده و پس از آن چنين گفته است :
مؤلف كتاب اختصاص اين احاديث را از كتاب سعيد بن جناح نقل كرده است . نجاشى دربارهء او مىگويد : سعيد بن جناح از تبار كوفى است ، در بغداد بزرگ شد و در همانجا درگذشت . او وابستهء ازد و به نقلى ديگر وابستهء جهينه و برادرش نيز ابو عامر است . از امام كاظم عليه السّلام و امام رضا عليه السّلام روايت نقل كرده است . اين دو برادر هردو ثقهاند . سعيد كتاب صفة الجنة و النار و كتاب قبض روح المومن و الكافر دارد . ابو عبد اللّه ابن شاذان قزوينى ، از احمد بن محمد بن يحيى ، از پدرش ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از سعيد به ما خبر دادهاند كه اين دو كتاب را از عوف بن عبد اللّه ، از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند - و البته اين عوف بن عبد اللّه مجهول است .
مجلسى پس از نقل اين سخن نجاشى مىگويد : بدينسان پيدا است اين اخبار از اصلى مشهور و معتبر اخذ شدهاند - م .