باد . جعفر را هم نزد خداوند منزلتى است و با فرشتگان در بهشت مىبرد - يا سخنى همانند اين . « 1 »
[ اجماع يا مردى ستوده ؟ ]
* ابو عبد اللّه برقى گفته است : ابو غيث اصفهانى را كه از ياران ضرار بود ديدم و از او پرسيدم : حجت تو در برابر كسانى كه مخالفت هستند چيست ؟ گفت : اجماع .
گفتم : اين مسأله مقبول نيست - و سه بار اين سخن را تكرار كردم و او نيز هربار مىگفت :
اجماع و من نيز مىگفتم : مسأله مقبول نيست .
پس از من پرسيد : چگونه اين را مىگويى ؟
گفتم : من از تو پرسيدم : دليل تو در برابر كسانى كه مخالف تواند چيست . تو نيز گفتى :
اجماع . اما اگر اجماعى وجود داشت كسى با تو مخالفت نبود .
پس گفت : اينك كه چنين است من از تو مىپرسم و پرسش را به تو بازمىگردانم .
گفتم : بازگردان .
گفت : حجت تو در برابر كسانى كه مخالفت هستند چيست ؟
گفتم : مردى امين ، شناخته شده ، پاك و آگاه كه نه گمراه مىكند و نه گمراه مىشود ، نه به خطا مىرود و نه ناآگاه است . مردم به او نيازمندند و او به واسطهء آن علم و فضل كه خدا نزد وى نهاده از ايشان بىنياز است .
گفت : چنين كسى در امت يافت نمىشود .
گفتم : آيا اين هست كه اگر چنين كسى در ميان امت وجود داشته باشد همو خود سزاوارترين كسى براى چنين جايگاهى است ؟
گفت : چرا ، اما يافت نمىشود .
من به او گفتم : تو چه مىدانى كه در ميان امت چنين كسى يابيده نشود ؟ يا در ميان امت چنين كسى نيست و يا در حالى كه صلاح مردم در وجود چنين كس است ، خداوند چنين كسى نيافريده است ؟ اين در حالى است كه تو نه همهء مردم را آزمودهاى ، نه همهء خشكىها و درياها و كوه و بيابان را زير پا نهادهاى و نه نيكان را از بدان بازشناختهاى .
هامش
( 1 ) . حديث را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 22 ، ص 349 - م .