درستكار آن است كه در خاندان خويش بلندمرتبه و با خود فروتن باشد ، همو كه اگر او را چيزى دهند سپاس گزارد و اگر بيازمايند شكيبايى كند . مالى اندك در دست او فراوان باشد و در سراى خويش درستى ورزد . گونهء دوم ، زن مهرورز و فرزندآور است كه خيرش به شوهرش مىرسد .
چنين زنى مانند يك مادر مهربان است كه به بزرگان مهر مىورزد و به كوچكتران دل مىسوزاند و فرزندان شوى خويش را هرچند از همسرانى ديگر باشند دوست مىدارد . اين زن پراكندگى را به الفت بدل كند ؛ شوى خويش خرسند سازد ، خود و كسان و دارايى و فرزندان را بر درستى و صلاح بدارد .
اما از آن نفرين شدهها يكى زنى است كه خود بزرگ پندارد ، ولى در ميان كسانش خوار باشد ، همو كه اگر او را چيزى دهند در آن گشادهدستى كند و اگر از او دريغ بدارند عتاب كند و خشم آورد . شوهر اين زن از او درگرفتارى و همسايهاش در رنج است و شيرى را ماند كه اگر نزديكش روى تو را بخورد و اگر از آن بگريزى تو را بكشد . دومين زن نفرين شده نيز زنى است كه در نزد شوهر خويش باشد ، اما دلش در سراى همسايگان است . بسيار زود خشم آورد ، زود بگريد ، اگر همسر خويش را بيند او را سودى نرساند و اگر او را دور بيند رسوايش سازد . چنين زنى زمينى شورهزار را ماند كه اگر بدان آب برسانند آب از آن لبريز شود و غرق كند و اگر آب بدان نرسانند تشنه ماند . اگر از چنين زنى فرزندى روزىات شد از آن فرزند سودى نخواهى برد .
پسرم ، با هيچ كنيزى ازدواج مكن كه پس از آن فرزندت در برابر چشمانت فروخته شود .
اگر چنين شد اين كارى است كه با خويش كردهاى .
پسرم ، اگر زن به سان شراب چشيده مىشد هيچ مردى با هيچ زن بدى ازدواج نمىكرد .
پسرم ، به هركس با تو بدى كند نيكى كن و از دنيا فراوان مخواه ؛ چرا كه اين سراى برايت سراى سفر است . پس بنگر از اين سراى به كجا درخواهى آمد .
پسرم ، مال يتيم مخور كه در روز قيامت رسوا شوى و مكلف باشى آن را به وى بازگردانى .
پسرم ، اگر كسى مىتوانست كسى ديگر را سودمند افتد و بىنياز كند ، فرزند پدر و مادر خويش را بىنياز مىساخت .
پسرم ، آتش همهء جهانيان را دربرگرفته است و هيچكس از آن رهايى ندارد مگر به
الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 467
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٤٦٧