پس چگونه در حالى كه از مردم ناآگاه هستى وجود چنين كسى را به كلى از ميان برداشتهاى . « 1 »
[ آدميزادهء بينوا ]
* [ مؤلف ] گويد : ابو الحسن بصرى گفته است : چه بينوا است آدميزاده ! مرگش نهان است ، اسير گرسنگى و گروگان سيرى است . آنكه پشهاى او را بيازارد ، يك دانه عرق او را به بو آورد و يك جرعهء شكسته در گلو او را بكشد ، بس ضعيف است . « 2 »
* [ مؤلف ] گويد : مردى نزد على بن حسين عليه السّلام آمد و از حال خود ناليد . امام عليه السّلام فرمود :
آدميزاده بس بينوا است ! او را در هرروز سه مصيبت است كه از هيچكدام عبرت نمىگيرد ، در حالىكه اگر عبرت گرفته بود ، همهء مصيبتها و نيز كار دنيا بر او آسان مىشد .
مصيبت نخست روزى است كه از عمر او كاسته مىشود .
فرموده است : اگر انسان را كاستىاى در دارايى رسد بدان اندوهگين شود ، در حالى كه درهم و دينار را جايگزينى هست ، ولى عمر رفته بازنمىآيد .
مصيبت دوم آن است كه روزى خود را مىگيرد ، اگر حلال باشد بر آن حساب پس مىدهد و اگر حرام باشد بر آن كيفر مىبيند .
فرمود : اما سومين مصيبت گرانتر است .
گفتند : و آن چيست ؟
فرمود : هيچ روزى نيست كه از آن نام برده شود مگر اينكه انسان با گذشت آن يك روز به آخرت نزديكتر مىشود ، سفرى كه نمىداند به بهشت مىرسد يا به دوزخ .
فرموده است : آدميزاده آن روز بزرگتر است كه از مادر زاده مىشود .
فرزانگان گفتهاند : هيچكس پيش از او چنين سخن نگفته است . « 3 »
هامش
( 1 ) . حديث را بنگريد در : مواقف الشيعه ، ج 2 ، ص 357 ، به نقل از : قاموس الرجال ، ج 10 ، ص 155 - م .
( 2 ) . عين حديث يا مضمون آن را بنگريد در : نهج البلاغه ، ح 419 ، علم الهدى ، الامالى ، ج 1 ، ص 110 ؛ روضة الواعظين ، ص 412 ؛ شرح اصول الكافى ، ج 10 ، ص 457 ؛ عيون الحكم و المواعظ ، ص 488 ؛ بحار الانوار ، ج 75 ، ص 84 ؛ ميزان الحكمه ، ج 1 ، ص 224 و ج 4 ، ص 2884 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 20 ، ص 62 ؛ موفق خوارزمى ، المناقب ، ص 378 - م .
( 3 ) . حديث را بنگريد در : الانوار البهيه ، ص 118 ؛ بحار الانوار ، ج 75 ، ص 160 ؛ مستدرك سفينة البحار ، ج 6 ، ص 433 ؛ ميزان الحكمه ، ج 2 ، ص 1677 و ج 3 ، ص 1811 - م .