تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
مدينه مىشناسم كه پيش از انطاق « 1 » زمين براى رسيدگى به نزاعى به نزد آن گروه كه خداوند در آيهء
وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ
« 2 » از ايشان ياد كرده است ، رفت و بازگشت . * احمد بن محمد بن عيسى ، از ابو عبد اللّه محمد بن خالد برقى ، از يكى از اصحاب ما ، از يونس بن يعقوب ، از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرموده است : مردى از ما براى رسيدگى به مسأله‌اى نزد قوم موسى عليه السّلام رفت و ميانشان آشتى آورد . او در راه به مردى برخورد كه در بند كشيده شده بود ، جامه‌هايى كهنه بر تن داشت ، ده تن بر او گماره شده بودند ، در زمستان او را رو به بادهاى سرد قرار مىدادند و بر او آب سرد مىريختند و تابستان او را رو به خورشيد قرار مىدادند و به هرسمت كه خورشيد مىچرخيد مىچرخاندند و بر پيرامونش نيز شعله‌هاى آتش برافروخته بودند . هرگاه كه از آن ده تن يكى مىمرد ، مردمان آبادى يكى ديگر به آن جمع مىافزودند . بدين سان مردم مىمردند اما از آن ده تن كاسته نمىشد . آن مرد از ما كه بدان‌جا رفته بود از آن مرد پرسيد : داستان تو چيست ؟ گفت : اگر تو خود مىدانى تو را از چه آگاهى دهم ؟
هامش
( 1 ) . روايت اختصاص « انطاق الارض » است . علامهء مجلسى در تفسير آن گويد : انطاق گويى جمع نطاق است و مقصود از آن كوه‌هايى است كه همانند يك كمربند زمين را دربرگرفته است . در برخى از اخبار هم از كوه قاف به « النطاقة الخضراء » تعبير شده است . در برخى از نسخه‌ها نيز به جاى « انطاق الارض » ، عبارت « انطباق الارض » آمده است ، يعنى روى هم قرار گرفتن زمين كه خود كنايه از تا خوردن آن است . از اين دو احتمال احتمال نخست آشكارتر است . بنگريد به : بحار الانوار ، ج 25 ، ص 370 . به گمان مترجم عبارت « اطباق » بر وزن باب افعال درست‌تر است و مقصود همان تا خوردن زمين در اواخر شب است كه در برخى از ديگر روايت‌ها نيز از آن سخن به ميان مىآيد و براى نمونه دو روايت در كافى وجود دارد . در يكى از اين‌روايت‌ها از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه فرموده است : زمين در اواخر شب درهم پيچيده مىشود . در روايت ديگر نيز راوى از امام باقر عليه السّلام مىپرسد : مردم مىگويند چگونه زمين شب هنگام درهم پيچيده مىشود ؟ بر پايهء روايت ، امام عليه السّلام جامهء خود را تازد و فرمود : اين‌گونه . بنگريد به : الكافى ، ج 8 ، ص 313 . بر اين پايه مقصود از اين‌روايت ، همسوى با ديگر روايت‌هايى كه از اين موضوع سخن گفته ، اين است كه آن مرد در اواخر شب و پيش از آن‌كه زمين درهم پيچيده شود راهى ديدار آن قوم از بنى اسرائيل شد - م . ( 2 ) . اعراف / 159 : و از ميان قوم موسى جماعتى هستند كه به حق راهنمايى مىكنند و به حق داورى مىنمايند . حديث را بنگريد در : مدينة المعاجز ، ج 5 ، ص 27 ؛ بحار الانوار ، ج 25 ، ص 370 - م .