فرمود : آرى ، به خداوند سوگند ، و حتى زيادتى كه در لحظه روى دهد . « 1 »
[ آگاهى امامان عليهم السّلام از سخن و احوال مردم ]
* احمد بن محمّد بن عيسى ، از حسين بن سعيد و محمد بن خالد برقى ، از نضر بن سويد ، از يحيى بن عمران حلبى ، از حارث بن مغيره نضرى روايت كرده و گفته است : امام صادق عليه السّلام فرمود : از سخن بپرهيزيد ؛ چرا كه نزد ما آورده مىشود . « 2 »
* محمد بن عيسى بن عبيد ، از ابو عبد اللّه زكريا بن محمد مؤمن ، از حكم بن ايمن ، از حارث بن مغيره و ابو بكر محمد حضرمى ، از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرموده است : هيچ چيز نزد شما رخ نمىدهد مگر اينكه ما از آن آگاهى مىيابيم .
راوى گويد : پرسيدم : چگونه ؟
فرمود : سوارى كه مسافتها مىپيمايد ، آن را برايمان مىآورد . « 3 »
* ابو الحسن موسى بن جعفر بن وهب بغدادى ، از على بن معبد ، از على بن حسن بن رباط ، از على بن عبد العزيز ، از پدرش روايت كرده كه گفته است : امام صادق عليه السّلام فرمود : چون عبد الملك بن مروان به حكومت رسيد و اوضاع برايش تثبيت شد به خط خود به مروان بن حكم چنين نوشت :
بسم اللّه الرحمن الرحيم . از بندهء خدا عبد الملك بن مروان به حجاج بن يوسف . بارى ، خون بنى عبد المطلب بس است ؛ چه ، ديدهام خاندان ابو سفيان چون بدان دست آلودهاند هيچكدام پس از آن چندان دوام نياوردهاند . و السّلام .
عبد الملك نامه را پنهانى و در حالى كه هيچكس از آن خبر نداشت با پيك روانه ساخت .
اما همان دم خبر اين نامه به على بن حسين عليه السّلام رسيد و او ديگران را از اين آگاهاند كه چون عبد الملك بن مروان از بنى هاشم دست برداشته مدتى بر روزگار فرمانروايىاش افزوده شده است . امام عليه السّلام همچنين فرمود به عبد الملك بنويسند و او را از اين خبر دهند كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به خواب امام عليه السّلام آمده و ايشان را از اين تصميم عبد الملك آگاه ساخته است .
هامش
( 1 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 290 و 415 ؛ مدينة المعاجز ، ج 3 ، ص 514 ؛ ينابيع المعاجز ، ص 171 ؛ بحار الانوار ، ج 26 ، ص 91 - م .
( 2 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 416 ؛ ينابيع المعاجز ، ص 112 ؛ بحار الانوار ، ج 26 ، ص 151 - م .
( 3 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 416 ؛ بحار الانوار ، ج 26 ، ص 151 - م .