پس على بن حسين عليه السّلام در اينباره به عبد الملك بن مروان نامه نوشت . « 1 »
* احمد بن محمد بن عيسى و محمد بن اسماعيل بن عيسى ، از على بن حكم ، از عروة بن موسى جعفى روايت كردهاند كه گفته است : روزى در حالى كه نزد امام صادق عليه السّلام سخن مىگفتيم به ما فرمود : امروز چشمان هشام بن عبد الملك در گور از حدقه بيرون افتاد .
پرسيديم : مگر كسى مرده است ؟
فرمود : امروز سومين روز است .
راوى گويد : ما مرگ او را به خاطر سپرديم ، سپس در اينباره پرسيديم و دريافتيم كه همان بوده است . « 2 »
[ طى الارض ]
* احمد بن محمد بن عيسى ، از على بن حكم ، از سيف بن عميره ، از داوود بن فرقد ، از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرموده است : مردى از ما نماز شامگاه را در مدينه خواند . سپس براى داورى در نزاعى كه قوم موسى عليه السّلام باهم داشتند به ميان آنان رفت و همان شب بازگشت و نماز صبح را در مدينه خواند . « 3 »
* على بن اسماعيل بن عيسى ، از محمد بن عمرو بن سعيد زيات ، از محمد بن فضيل ، از ابو حمزهء ثمالى ، از جابر بن يزيد نقل كرده كه گفته است : روزى نزد امام باقر عليه السّلام نشسته بودم .
به من رو كرد و پرسيد : اى جابر ، آيا الاغى دارى كه بر آن بنشينى و فاصلهء خاور و باختر را يك شب سپرى كنى ؟
گفتم : نه .
فرمود : اما من مردى را در مدينه مىشناسم كه الاغى دارد و بر آن مىنشيند و يك شب به خاور و باختر مىرود . « 4 »
هامش
( 1 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 417 ؛ مدينة المعاجز ، ج 4 ، ص 344 ؛ ينابيع المعاجز ، ص 113 ؛ بحار الانوار ، ج 46 ، ص 119 - م .
( 2 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 417 ؛ اعلام الورى ، ج 1 ، ص 522 ؛ مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ، ص 353 ؛ مدينة المعاجز ، ج 6 ، ص 20 ؛ بحار الانوار ، ج 26 ، ص 152 و ج 47 ، ص 151 - م .
( 3 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 417 ؛ مدينة المعاجز ، ج 6 ، ص 82 ؛ بحار الانوار ، ج 25 ، ص 369 - م .
( 4 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 417 ؛ الهداية الكبرى ، ص 239 ؛ بحار الانوار ، ج 25 ، ص 369 - م .