تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
پس آن مرد برخاست و همانند سخنان آن مرد نخست بر زبان راند . على عليه السّلام نيك به او نگريست و سپس فرمود : دروغ مىگويى . به خداوند سوگند نه تو مرا دوست دارى و نه من تو را دوست دارم . راوى گويد : پس آن مرد خارجى گريست و آن‌گاه گفت : اى امير مؤمنان ، چنين مرا پاسخ مىدهى ، در حالى كه تنها خداوند مىداند كه خلاف آنچه گفته‌ام در دل داشتم ؟ دست خود پيش آور تا با تو بيعت كنم . على عليه السّلام پرسيد : بر چه چيز ؟ گفت : بر آنچه زريق و حبتر بدان عمل كردند . على عليه السّلام به او فرمود : دست بده . خداوند آن دو تن را لعنت كند . اما به خدا سوگند گويى هم اينك مىبينم كه تو بر گمراهى كشته شده‌اى و اسبان عراق چهره‌ات را زير سم خويش له كرده‌اند و كسانت تو را نشناسند . راوى گويد : مدتى نگذشت كه نهروانيان بر على عليه السّلام شوريدند و آن مرد نيز همراه آنان روانهء پيكار شد و كشته شد . « 1 »

[ علم مستفاد و علم مستأثر « 2 » ]

* احمد بن محمد بن عيسى ، از احمد بن محمد بن ابى نصر ، از ثعلبة بن ميمون ، از زراره نقل كرده كه گفته است : از امام باقر عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : اگر نبود آن‌كه [ بر دانشمان ] مىافزاييم آن را به كرانه مىرسانديم . گفتم : يعنى چيزى مىافزاييد كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را نمىدانست ؟ فرمود : چون اين رخ مىدهد دانش است كه بر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و بر امامان پس از او عرضه شده تا اين‌كه به ما رسيده است . « 3 »
هامش
( 1 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 411 و 412 ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 741 ؛ ينابيع المعاجز ، ص 99 ؛ بحار الانوار ، ج 41 ، ص 294 - م . ( 2 ) . عنوان از احاديثى كه در اين باب در منابع آمده اتخاذ شده است . براى نمونه بنگريد به : شرح اصول الكافى ، ج 6 ، ص 26 - م . ( 3 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 412 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 254 ؛ شرح اصول الكافى ، ج 6 ، ص 26 ؛ ينابيع المعاجز ، ص 163 ؛ بحار الانوار ، ج 17 ، ص 136 و ج 26 ، ص 92 - م .
الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 426 | الشيخ المفيد / صابرى