توبه مىآورم . آن را بر من ببخشاى تا خداوند بر تو ببخشايد .
امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : نه ، به خداوند سوگند اين گناه را بر تو نمىبخشايم تا زمانىكه من و تو در پيشگاه آنكه هيچ بر تو ستم روا ندارد بايستيم . « 1 »
* حسين بن على بن مغيره ، از عيسى بن هشام ، از عبد الصمد بن بشير ، از عبد اللّه بن سليمان ، از امام صادق عليه السّلام روايت كرده و گفته است : از ايشان در اينباره پرسيدم كه آيا خداوند به امام « تفويض » كرده است .
آنسان كه به سليمان عليه السّلام تفويض كرد .
فرمود : آرى ، و آن چنين است كه مردى دربارهء مسألهاى از امام پرسيد و امام به او پاسخى داد . آنگاه مردى ديگر همان مسأله را پرسيد و امام پاسخى ديگر داد . سپس مردى ديگر همان مسأله را پرسيد و امام پاسخى جز آن دو پاسخ نخست داد و پس از آن فرمود :
« هذا عطاؤنا فامسك او اعط به غير حساب » « 2 » - و اين البته در قرائت على عليه السّلام است .
گفتم : خداوند تو را تندرست بدارد . امام آنگاه كه به آنان چنين پاسخ داد آنان را مىشناخت ؟
فرمود : سبحان اللّه ! مگر اين سخن خداوند را در كتابش نشنيدهاى كه فرموده است :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ
« 3 » .
و آنان همان امامان هستند -
وَ إِنَّها لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ
« 4 » - و اين راه راستى است كه هرگز از اين خاندان بيرون نرود .
امام سپس به من فرمود : آرى ، امام چون به كسى بنگرد او را بشناسد و آنچه را او بر آن است و نيز رنگ و تبار او را بداند .
او حتى اگر از پشت ديوار سخن كسى بشنود او را بشناسد و بداند كيست . خداوند مىفرمايد :
وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ
هامش
( 1 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 380 ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 749 ؛ مدينة المعاجز ، ج 2 ، ص 210 و 211 ؛ بحار الانوار ، ج 41 ، ص 292 و 293 ؛ نهج السعاده ، ج 8 ، ص 383 - م .
( 2 ) . قرائتى از آيهء 39 سوره ص و اصل آيه چنين است :هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ ؛« اين بخشش ما است . آن را بىشمار ببخش يا نگاه دار » - م .
( 3 ) . حجر / 75 : به يقين در اين كيفر براى هوشياران عبرتها است .
( 4 ) . حجر / 76 : و آثار آن شهر هنوز بر سر راهى داير برجا است .