تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
احمد بن محمد بن عيسى - و او حديث را مرفوعا نقل كرده - از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرموده است : سلمان تا هنگام ظهر در ترديد بود . پس خداوند او را بدين كيفر رساند كه در زير گلويش لكه‌اى رخ نمود و او سرانجام به سيماى مبتلايان به پيسى درآمد . ابوذر نيز تا هنگام ظهر در ترديد بود . پس خداوند او را به اين كيفر رساند كه عثمان را بر او مسلط ساخت و عثمان او را بر پالانى كه گوشت پاهايش را از ميان برد نشاند و از جوار پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله راند . اما آن‌كه از همان زمان رحلت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله تا زمانى كه زنده بود يك چشم برهم زدن تغيير و تزلزلى نداشت مقداد بن اسود بود . او پيوسته دست بر قبضهء شمشير به خدمت ايستاده بود و به چشمان امير مؤمنان عليه السّلام مىنگريست ، در انتظار آن‌كه او را فرمانى دهد و او نيز آن را به اجرا درآورد . « 1 » * از همو ، از محمد بن حسن ، از محمد بن حسن صفار ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از عبد الرحمن بن ابى نجران ، از صفوان بن مهران جمال ، از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه فرموده است : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : خداوند مرا به دوستى چهار تن فرمان داده است . پرسيدند : اى پيامبر خدا ، آنان كيانند ؟ فرمود : على بن ابى طالب عليه السّلام . سپس لختى سكوت گزيد و آن‌گاه فرمود : خداوند مرا به دوستى چهار تن فرمان داده است . پرسيدند : اى پيامبر خدا ، آنان كيانند ؟ فرمود : على بن ابى طالب عليه السّلام ، پس ديگر بار لختى خاموش شد و سپس فرمود : خداوند مرا به دوستى چهار تن فرمان داده است . پرسيدند : اى پيامبر خدا ، آنان كيانند ؟ فرمود : على بن ابى طالب عليه السّلام ، مقداد بن اسود ، ابوذر غفارى و سلمان فارسى . « 2 » * على بن حسين بن يوسف ، از محمد بن حسن ، از محمد بن حسن صفار ، از محمد بن اسماعيل ، از على بن حكم ، از سيف بن عميرة ، از ابو بكر حضرمى نقل كرده كه گفته است : امام
هامش
( 1 ) . مجلسى در بحار الانوار ( ج 8 ، ص 52 ) اين حديث را آورده و محدث نورى نيز آن را نقل كرده است - ح . حديث را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 28 ، ص 260 ؛ مستدرك سفينة البحار ، ج 8 ، ص 424 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 19 ، ص 346 - م . ( 2 ) . مفيد در امالى خود ( مجلس پانزدهم ) اين روايت را به صورت مسند نقل كرده و صدوق نيز در خصال ( « ابواب الاربعه » ) آن را آورده است . عبد اللّه بن جعفر حميرى نيز در قرب الاسناد ( چاپ سنگى ، ص 27 ) اين حديث را نقل كرده و ابن عبد البر در الاستيعاب هم مضمون آن روايتى آورده است - ح . همچنين اين مضمون يا عين روايت را بنگريد در : محمد بن سليمان ، مناقب امير المؤمنين ، ج 1 ، ص 206 و 212 ؛ المسترشد ، ص 660 ؛ الفوائد الرجاليه ، ج 2 ، ص 153 - م .
الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 11 | الشيخ المفيد / صابرى