[ املا بر على عليه السّلام ]
* على بن اسماعيل بن عيسى ، از صفوان بن يحيى ، از رفاعة بن موسى ، از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرموده است : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله صحيفهاى را بر على عليه السّلام املا مىكرد . چون به نيمهاش رسيد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سر خود بر دامن على عليه السّلام نهاد . اما على عليه السّلام همچنان نوشت تا صحيفه را پر كرد . هنگامىكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سر خود را بلند كرد پرسيد : اى على ، چه كسى بر تو املا كرد ؟ فرمود : تو ، اى پيامبر خدا . اما پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : ولى جبرئيل بر تو املا كرد . « 1 »
* محمد بن حسين بن ابى الخطاب ، احمد بن محمد بن عيسى و عبد اللّه بن محمد بن عيسى ، از حسن بن محبوب ، از حنان بن سدير روايت كردهاند كه از امام صادق عليه السّلام روايت كرده و گفته است : از او شنيدم كه مىفرمود : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله على عليه السّلام را خواست . آنگاه منشورى خواست و يك روى آن بر على املا كرد و از آن پس از هوش رفت . پس جبرئيل روى ديگر را بر على عليه السّلام املا كرد .
چون پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به هوش آمد پرسيد : اى على ، اين را چه كسى بر تو املا كرد ؟ گفت :
تو ، اى پيامبر خدا ، اما پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من تنها يك روى آن را بر تو املا كردم و جبرئيل روى ديگر را بر تو املا كرد - در آن هنگام آياتى از قرآن بر على املا مىشد . « 2 »
[ تشنگى معاويه ]
* ايوب بن نوح و حسن بن على بن عبد اللّه بن مغيره ، از عباس بن عامر قصبانى ، از ابان ابن عثمان ، از بشير نبال ، از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرموده است : پدرم بر يابوى خويش بود و من نيز پشت سر او بودم . نگريستم و به ناگاه مردى را ديدم كه زنجيرى در گردن دارد و مردى ديگر در پى او روان است . مرد گفت : اى على بن حسين ، مرا آبى بنوشان . اما آن مرد كه در پى او بود گفت : او را آب مده . خدا او را سيراب نكند !
آن مرد معاويه بود . « 3 »
هامش
( 1 ) . حديث را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 39 ، ص 152 - م .
( 2 ) . حديث را بنگريد در : مدينة المعاجز ، ج 2 ، ص 187 ؛ بحار الانوار ، ج 39 ، ص 152 ؛ مكاتيب الرسول ، ج 2 ، ص 36 - م .
( 3 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 305 ؛ مختصر بصائر الدرجات ، ص 111 ؛ الايضاح ، ص 407 ؛ الخرائج -