تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
كرد و از آن يك دينار بيرون آورد . سپس خطى ديگر كشيد و دينارى ديگر بيرون آورد تا اين كه سه دينار از زمين بيرون كشيد . آن‌گاه آن‌ها را در دست خود چرخاند تا مردم ببينند ، سپس ديگر بار آن‌ها را به زمين برگرداند و به انگشت ابهام خود در زمين فروبرد و فرمود : تا پس از من يك نيكوكار يا يك بدكردار تو را بردارد . امام عليه السّلام سپس بر يابوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نشست و به سراى خويش روانه شد . پس ما نشان آن دينارها را گرفتيم و بدان جا رفتيم و تا جايى كه از آن محله به رسخ رسيديم زمين را كنديم و در همهء اين مسافت به هيچ چيز دست نيافتيم . در اين هنگام به امام حسن عليه السّلام گفتند : اى ابو سعيد ، اين را از امير مؤمنان چگونه مىبينى ؟ فرمود : من خود نمىدانم . گنج‌هاى زمين جز براى چون اويى پنهان است . « 1 » * از او رسيده كه گفته است : حسين بن احمد بن مسلمه لؤلؤى ، از محمد بن مثنى ، از پدرش ، از عثمان بن يزيد ، از جابر بن يزيد دربارهء امام باقر عليه السّلام نقل كرده و گفته است : به حضور ايشان رسيدم و از تهيدستى ناليدم . امام عليه السّلام فرمود : اى جابر ، نزد ما درهمى نيست . جابر گويد : ديرى نپاييد كه كميت بر ايشان درآمد و گفت : فدايت شوم ، آيا اجازه مىفرمايى دربارهء شما شعرى بسرايم ؟ فرمود : بسراى . او هم قصيده‌اى سرود . پس امام عليه السّلام [ به غلام خويش ] فرمود : اى غلام ، از آن اتاق يك كيسهء زر بياور و به كميت ده . پس كميت گفت : فدايت شوم ؛ آيا اجازه مىفرمايى دربارهء شما شعرى ديگر بسرايم ؟ امام فرمود : بسراى . او هم سرود . پس امام [ به غلام خويش ] فرمود : اى غلام ، از آن اتاق يك كيسهء زر بياور و به كميت ده . غلام نيز يك كيسهء زر آورد و به كميت داد . كميت ديگر بار گفت : فدايت شوم ! آيا اجازه مىفرمايى دربارهء شما شعرى سوم بسرايم ؟ فرمود : بسراى . او هم سرود . پس امام عليه السّلام [ به غلام خويش ] فرمود : اى غلام ، از آن اتاق يك كيسهء زر بياور و به كميت ده . كميت هم گفت : به خداوند سوگند ، شما را به هدف متاع دنيا كه از شما بطلبم مدح نگفتم . تنها هدف من پيوستن به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و آن حقى بود كه خدا براى شما بر ما واجب كرده است . راوى گويد : امام باقر عليه السّلام براى كميت دعا كرد و به غلام خود فرمود : اى غلام ، آن‌ها را به جاى خود برگردان .
هامش
( 1 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 395 ؛ الثاقب فى المناقب ، ص 275 ؛ شرح مائة كلمه ، ص 260 ؛ مدينة المعاجز ، ج 1 ، ص 513 ؛ بحار الانوار ، ج 41 ، ص 256 - م .