تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
بىخبرى ! آنان برترين كسان اين امت در كنار برترين نيكان اين عترتند . پرسيدم : پس از آن‌چه خواهد شد ؟ فرمود : خداوند آنچه خواهد كند ؛ او را اراده‌ها و آغازها و فرجام‌ها و انجام‌ها است . « 1 » * محمد بن معقل برايمان نقل كرده و گفته است : پدرم ، از عبد اللّه بن جعفر حميرى برايمان نقل كرده كه در جوار مرقد امام حسين عليه السّلام و در حرم ايشان به سال دويست و نود و هشت گفته است : حسن بن ظريف بن ناصح ، از بكر بن صالح ، از عبد الرحمن بن سالم ، از ابو بصير برايمان حديث كرده كه گفته است : امام صادق عليه السّلام فرموده است : پدرم محمد عليه السّلام به جابر بن عبد اللّه انصارى گفت : مرا با تو كارى است . چه هنگام برايت سهل‌تر است كه با تو تنها شوم و در اين‌باره از تو بپرسم ؟ جابر گفت : سرورم ، هرگاه كه خود بخواهيد . پس يكى از روزها پدرم با جابر تنها نشست و به او فرمود : مرا از آن لوح كه دست مادرم فاطمه عليها السّلام ديده‌اى و از آنچه مادرم به تو دربارهء آنچه در آن لوح نوشته شده است خبر داده بياگاهان . جابر گفت : خدا را گواه مىگيرم كه در روزگار زندگى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به حضور مادرت فاطمه عليها السّلام رسيدم و ولادت حسين عليه السّلام را به او تبريك گفتم . در آن هنگام در دست او لوحى سبز ديدم كه گمان كردم از زمرد است ، هم در آن صحيفه‌اى ديدم سفيد رنگ ، همانند پرتو خورشيد . از او پرسيدم : پدر و مادرم فدايت ! اين لوح چيست ؟ فرمود : اين لوحى است كه خداوند آن را به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هديه داده و نام پدرم ، نام من ، نام همسرم ، نام فرزندم و نام همهء اوصيا كه از فرزندان من‌اند در آن آمده است . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز آن را به من داده است تا مرا شاد كند . جابر گويد : آن‌گاه مادرت آن لوح را به من داد ، آن را خواندم و نسخه‌اى از آن برگرفتم . در اين هنگام پدرم [ به جابر ] گفت : اى جابر ، آيا مىتوانى آن را به من عرضه كنى ؟ گفت : آرى . پس پدرم با او روانه شد و به سراى جابر رفت . در آن‌جا پدرم از آستين خود صحيفه‌اى
هامش
( 1 ) . كلينى در كافى ( ج 1 ، ص 337 ) اين حديث را نقل كرده است - ح . حديث را در منابع مترجم نيز بنگريد در : الامامة و التبصره ، ص 120 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 338 ؛ اكمال الدين ، ص 289 ؛ نعمانى ، كتاب الغيبه ، ص 61 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 118 ؛ نهج السعاده ، ج 7 ، ص 464 ؛ معجم احاديث الامام المهدى ، ج 3 ، ص 61 - م .