عباى قطوانى بر تن دارد و نام او نام من است . در آن هنگام ، پرندگان در لانههاى خويش جوجه گذارند ، ماهيان در دريا تخم ريزند ، نهرها بالا آيند ، چشمهها سرشار گردند و زمين چندين برابر خوراك خويش ميوه بروياند .
آنگاه طليعهء سپاهش را جبرئيل و دو پهلوى سپاهش را اسرافيل رهبرى كنند و او زمين را به عدل و داد بياكند ، چونان كه از بيداد و ستم آكنده شده است . « 1 »
* محمد بن قولويه برايمان نقل كرده و گفته است : سعد بن عبد اللّه ، از محمد بن خالد طيالسى ، از منذر بن محمد ، از نصر بن سندى « 2 » ، از ابو داوود سليمان بن سفيان مسترق ، از ثعلبة ابن ميمون ، از مالك جهنى ، از حارث بن مغيره ، از اصبغ بن نباته برايمان حديث كرده كه گفته است ؛ همچنين [ در طريقى ديگر ] سعد بن عبد اللّه گفته است : محمّد بن حسين بن ابى خطاب كوفى از حسن بن على بن فضال از ثعلبة بن ميمون از مالك جهنى از حارث بن مغيره از اصبغ ابن نباته نقل كرده است كه گفته است : نزد امير مؤمنان عليه السّلام رفتم و ديدم سخت در انديشه است و زمين مىخراشد . گفتم : اى امير مؤمنان ، چه شده است كه تو را در انديشه مىبينم و زمين مىخراشى ! آيا تو را در آن علاقهاى است ؟ فرمود : هيچگاه نه به زمين رغبتى كردهام و نه به دنيا علاقهمند شدهام . به مولودى مىانديشم كه از پشت يازدهمين فرزند من است . « 3 » او مهدى است ؛ زمين را از عدالت و داد پر مىكند ، آنسان كه از ستم و بيداد آكنده است . او را حيرتى است و غيبتى « 4 » ؛ كسانى بر سر او گمراه مىشوند و كسانى نيز دربارهء او راه مىيابند . گفتم : واقعا چنين خواهد شد ؟ فرمود : آرى ، چونان كه اكنون آفريده است . اى اصبغ ، چه از اين حقيقت
هامش
( 1 ) . مجلسى در بحار الانوار ( ج 52 ، ص 304 ) اين روايت را به نقل از اختصاص آورده است . همچنين بنگريد به :
معجم احاديث الامام المهدى ، ج 1 ، ص 364 - م .
( 2 ) . در برخى از نسخهها نضر بن سدى آمده است - ح .
( 3 ) . متن حديث چنين است : « مولود يكون من ظهر الحادى عشر من ولدى » . مصحح متن عربى در توضيح اين عبارت چنين آورده است : در حاشيه كتاب الغيبه شيخ طوسى آمده است : « من ولدى » بيانى براى « حادى عشر » نيست ؛ چرا كه مهدى فرزند نهمين كس از فرزندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است . اين « من » « من تبعيض » است ؛ يعنى آنكه اين يازدهمين امام از فرزندان من است .
مصحح متن عربى آنگاه مىافزايد : در برخى از نسخهها نيز متن حديث اينگونه نقل شده است : « يكون من ظهرى الحادى عشر من ولدى » - م .
( 4 ) . در كافى در اين بخش از متن اين افزوده روايت شده است : پس گفتم : اى امير مؤمنان ، اين حيرت و غيبت چه اندازه خواهد بود ؟ فرمود : شش روز ، يا شش ماه يا شش سال - ح .