تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
فاطمه بنت اسد بن هاشم كه پيامبر او را در قبر مخاطب سخن خويش ساخت ، او را در پيراهن خود كفن كرد ، به رداى خويش در پوشاند و در پيشگاه خدا براى او تضمين كرد كه نه كفنش بپوسد و نه بدنش برهنه گردد و نه فرشتهء قبر به او مسلط شود . همچنين به گاه مردن آن زن او را ستود و از نيكىهاى زنى كه نزد ابو طالب بود ، ياد كرد و از تربيت شايستهء او سخن به ميان آورد و فرمود : هيچ‌كس به اندازهء او مرا سود نرسانده است . اما بلاغت : چون از منبر فرود آمد مردم به سويش سرازير شدند و گفتند : اى امير مؤمنان ، نه شنيده‌ايم كسى كه از تو بليغ‌تر باشد و نه كسى كه از تو فصيح‌تر باشد . لبخندى بر لب آورد و فرمود : چرا نه ؟ در حالى كه من زادهء ميان دو دوره جاهليت و اسلام در مكه‌ام - و هيچ بر اين سخن نيفزود . اما سخنورى : آيا گوش سپردگان به سخن ، از نخستان تا پسينيان ، همانند خطبه‌ها و سخنان او شنيده‌اند ؟ اهل ديوان مدعىاند اگر سخن ، خطبه‌ها و بلاغت على در آنچه بر زبان مىراند نبود ، هيچ‌كس نمىتوانست به نيكى نامه‌اى به فرماندهى يا به رعيتى بنويسد . مهترى : همهء آنان كه بر نادانى ، كورى و گمراهى با او سر جنگ آوردند و به مخالفت برخاستند ، در حالى كه در دل برنمىتافتند كه رياست و مهترى از آن على عليه السّلام باشد ، به او گفتند : ما خونخواه عثمانيم . اما او در پاسخ آنان فرمود : شما را به خداوند و به پيامبر او و به عمل به آن طاعت واجب كه در برابر خدا و پيامبر بر خويش پذيرفته‌ايد و نيز به پاسخ دادن به دعوت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و پايبندى به كتاب و سنت فرا مىخوانم . بردبارى و حلم : يك بار صفيه دخت عبد اللّه بن خلف خزاعى « 1 » به او گفت : خداى زنانت را بيوه كند ، آن‌سان كه زنان ما را بيوه كردى ، و فرزندانت را يتيم سازد آن‌سان كه فرزندان ما را از پدر يتيم كردى . پس مردم به سمت او يورش بردند . اما فرمود : از اين زن دست بداريد . پس از او دست برداشتند . پس كسانىكه اين سخن از امام شنيدند گفتند : « 2 » شگفت از بردبارى او در برابر اين زن ! دانش : چه بسيار كه عمر گفته بود : اگر على نبود عمر تباه شده بود .
هامش
( 1 ) . اشاره است به سخنان اين زن پس از نبرد جمل . شرح ماجرا را بنگريد در : شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 628 - م . ( 2 ) . در اين بخش از متن ابهام و درهم ريختگى فراوان وجود داشت . ترجمه مستند به اصلاحى احتمالى است كه در پاورقى بحار الانوار ( ج 40 ، ص 103 ) آمده است - م .
الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 193 | الشيخ المفيد / صابرى