تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
راوى گويد : پرسيدم : وانهادن آرزوها چيست ؟ گفتند : به او گفته شد : اى مرد ، افزون بر حدّ انگشتان ، آستين را بريده‌اى ، چرا آستين را تا نمىزنى ؟ گفت : مرگ زودتر از اين‌ها مىآيد . پس چون همهء بنى هاشم نزد او گرد آمدند و از او خواستند كه جامهء خويش را به ايشان دهد و جامهء مردمان بپوشد و آنچه دارد وانهد ، پاسخ او براى آن مردم گريه‌اى آرام بود . پس آن‌كس كه پدر و مادرم به فدايش باد - هرگز از نان گندم سير نخورد تا به ديدار خدا رفت - بديشان گفت : اين جامه‌اى ميانه است ، نادار به آن قناعت مىكند و مؤمن به آن پوشش مىيابد . گفت : [ پرسيدند : ] حيا چيست ؟ گفت : هيچ‌گاه نشد كه به آهنگ كشتن بر كسى حمله ببرد و او شرمگاه خويش برهنه سازد و آن امام از سر حيا از او دست نكشد . گفت : [ پرسيدند : ] كرم كدام است ؟ گفتند : زمانىكه او پس از هجرت در ميان بىهمسران ميهمان سعد بن معاذ شده بود سعد به او گفت : چه چيز تو را از اين باز مىدارد كه دختر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را از او خواستگارى كنى ؟ او گفت : من جسارت آن داشته باشم كه دختر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را خواستگارى كنم ؟ به خداوند سوگند ، اگر او حتى يك كنيز بود چنين جسارتى نداشتم . پس سعد سخن او را با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در ميان نهاد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز به او گفت : به وى بگو اين كار را انجام دهد كه من نيز خواستهء او را انجام خواهم داد . راوى گويد : چون سعد اين سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به على عليه السّلام گفت ، على گريست و گفت : اينك نيكبخت شده‌ام كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى من خويشاوندى سببى را در كنار خويشاوندى خونى گردآورده است . اينك آنچه از كرم براى چنين كسى دانسته مىشود اين است كه فروتنى اختيار كرد و فخر فروختن به ديگران را وانهاد ، در حالى كه شرف و والايى ابو طالب چيزى است كه همگان دانند . على عليه السّلام عموزادهء تنى پيامبر است ، پدرش ابو طالب بن عبد المطلب بن هاشم و مادرش
هامش
- باقر عليه السّلام ديدم . پيرامون دامن آن دوازده وجب و پيرامون بالاتنه‌اش سه وجب بود - ح . حديث را بنگريد در : الكافى ، ج 6 ، ص 457 ؛ وسائل الشيعه ، ج 5 ، ص 39 ؛ بحار الانوار ، ج 41 ، ص 159 و 160 - م .
الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 192 | الشيخ المفيد / صابرى