رايزنى : در هركار كه ميان مردمان به رايزنى برگزار شد ، آنان را به چاره و برون شد پاسخ داد .
قضاوت : هرگز نشد كسى نزد او نزاعى آورد و او بگويد : فردا بازگرد ، يا كار او را به تأخير افكند ، هرشكايت را در همان زمان رسيدگى مىكرد و حكم مىبريد و اگر دوباره نيز همان نزاع به نزد او مىآمد ، دربارهاش همان حكم مىداد كه پيشتر داده بود .
شجاعت : آن اندازه از دليرى بهره داشت كه هيچكس از نخستان و پسينيان در دلاورى ، جنگاورى و به زانو درآوردن دلاوران سپاه دشمن با او همانندى نكرده و چون او ديده نشده بود . هرگز ديده نشد كه به دشمن پشت كند ، هرگز كسى به هماوردى با وى برنخاست ، مگر اين كه او را با مرگ هماغوش ساخت ، از هيچيك از آنان كه او را به مبارزه خواندند بيمى به دل راه نداد و به هيچكس ضربتى در طول قامت فرود نياورد ، مگر اينكه او را دو نيم كرد و بر هيچ كس نيز ضربتى در ميانهء كمر وارد نياورد ، مگر اينكه او را دو تكه كرد . گويند : يك بار پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله او را بر اسبى نشاند و او فرمود : پدر و مادرم به فدايت باد ! اسب مرا چه كار آيد ؟ من نه كسى را تعقيب مىكنم و نه از كسى مىگريزم . چون شمشير به آهنگ كسى در كف گيرم آن را تنها در تن همان كس نشانم .
خوددارى از سرمستى و غرور : در نبرد احد مژدهها به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد كه چگونه كسانى از پرچمداران سپاه دشمن كشته شدهاند . اما على عليه السّلام نه شادمانى بسيار بروز داد و نه سرمست شد . همانجا ابو دجانه به غرور گرفتار آمد و در ميان دو اردو متكبرانه از اين سوى بدان سوى گام برداشت و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را فرمود : اين گام برداشتنى است كه خدا و پيامبرش جز در اين وضعيت آن را خوش ندارند .
ديگر آنكه در خيبر آن كردهها به انجام رساند و از آن جمله مرحب را كشت و كسانى بسيار گريختند . در همان نبرد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
فردا پرچم را به مردى خواهم سپرد كه خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش هم او را دوست دارند و اهل گريختن نيست . اينكه پيامبر خدا از گريزان نبودن على عليه السّلام خبر داد ، خود كنايه به آنهايى است كه پيش از او گريخته بودند . پس على عليه السّلام خيبر را گشود ، مرحب را كشت و در قلعه را كه چهل تن توان برداشتنش نداشتند از جاى برداشت . اين خبر به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد و پيامبر شادمان از جا برخاست . از آن سو چون به على عليه السّلام خبر رسيد
الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 194
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٩٤