تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
بپذيرند و اگر توافق نباشد ناگزير به دو زن نياز باشد تا به حكم ضرورت به جاى مردان جايگزين وى شوند ؛ چرا كه مرد نمىتواند جايگزين دايه شود . اگر هم تنها يك زن وجود داشته باشد گواهىاش همراه با سوگند پذيرفته شود . اين نيز كه على عليه السّلام فرموده است : « خنثى را بر پايهء اين‌كه پيشابش از كجا بيرون زند ارث دهند » واقعا همان است كه او فرموده است و تنى چند از مردان عادل او را نظاره مىكنند ؛ بدين سان كه هريك از آنان آينه‌اى در دست مىگيرد ، آن‌گاه آن خنثى پشت سر ايشان برهنه مىايستد و آن‌ها در آينه مىنگرند و تصوير او را مىبينند و بر پايهء آن درباره‌اش داورى مىكنند . آن‌جا هم كه آن مرد ديده است چوپان با گوسفندى از گوسفندان گله درآميخته است . اگر آن گوسفند را بشناسد آن را بكشد و بسوزاند و اگر آن را نشناسد گله را دو نيم كند و ميانشان قرعه زند و هرگروه كه قرعه به نامش افتد بماند و گروه ديگر برهد . آن‌گاه آن نيمهء باقىمانده را دو نيم كند و ميانشان قرعه زند و هرگروه كه قرعه به نامش افتد بماند و آن گروه ديگر نجات يابد . به همين ترتيب اين قسمت‌كردن و قرعه زدن را ادامه دهد تا آن‌كه تنها دو گوسفند بر جاى مانند . آن‌گاه ميان اين دو گوسفند قرعه زند . آن را كه قرعه به نامش افتد بكشد و بسوزاند و آن ديگرى برهد . دربارهء نماز صبح و جهر خواندن آن نيز چون پيامبر در همان زمان كه هنوز هوا تاريك بود آن را به جاى مىآورد ، اين نماز از نمازهاى شبانه دانسته شده است . اينك دربارهء همهء آنچه از ما پرسيده بودى تو را آگاهاندم . همه را بدان . خداوند تو را حفظ كند و سپاس خداى جهانيان را . « 1 »

حديث هشام بن حكم و دلايل برترى على عليه السّلام

* احمد بن حسن گفته است : عبد العظيم بن عبد اللّه برايمان نقل كرده و گفته است : روزى هارون رشيد به جعفر بن يحيى برمكى گفت : دوست دارم سخن متكلمان را بىآن‌كه به حضور
هامش
( 1 ) . متن كامل حديث يا پاره‌هايى از آن را بنگريد در : من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 310 ؛ علل الشرائع ، ج 2 ، ص 323 ؛ تحف العقول ، ص 476 - 481 ؛ وسائل الشيعه ، ج 6 ، ص 84 ؛ مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ، ص 508 و 509 ؛ بحار الانوار ، ج 10 ، ص 386 - 391 و ج 50 ، ص 165 - 172 ( در اين روايت مناظره ميان ابن سكيت و امام هادى عليه السّلام گزارش شده است ) ، ج 80 ، ص 107 و 108 و ج 82 ، ص 78 - م .