مخاطب بود ، آنسان كه در آيهء مباهله نيز انصاف آوردن مخاطب را خواسته بود ، آنجا كه پيامبر خدا به آنان فرمود :
فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ
« 1 » .
اگر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در اين سخن فرموده بود « دعا كنيم و لعنت خدا را بر شما قرار دهيم » هردو گروه آمادهء مباهله نمىشدند . اما خداوند مىدانست پيامبرش رسالت او را به مردمان رسانده و از دروغگويان نيست . همچنين خداوند مىدانست پيامبر در آنچه مىگويد از راستگويان است . اما در اين آيه دوست داشت پيامبر با آن مخاطبان انصاف بگذارد و شرطى برابر فرا روى نهد .
اينكه خداوند فرموده است :
وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ
« 2 » . واقعا نيز چنين است ؛ يعنى اگر همهء درختهاى دنيا قلم بودند و همهء درياها جوهر بودند و هفت درياى ديگر نيز پشتوانه و ذخيرهء آنها بود ، تا جايى كه از زمين چشمهها برمىجوشيد و طوفانزدگان همه غرق شده بودند ، همه پايان مىپذيرفت ، پيش از آنكه كلمات خداى عز و جل پايان پذيرد . اما آن هفت دريا عبارتند از : چشمهء كبريت ، چشمهء يمن ، چشمهء برهوت ، چشمهء طبريه ، آبگرم ماسبذان كه آن را منيات خوانند ، آبگرم افريقيه كه آن را بسلان خوانند و چشمهء باحروان « 3 » و دريايى و دريايى ديگر . ما نيز همان كلمات هستيم و فضايل ما نه به درك آيد و نه به شماره .
اما بهشت كه از آن گفته بودى ، آكنده از خوردنىها ، نوشيدنىها ، خوشگذرانىها و پوشيدنىهايى است كه دل هوس مىكند و چشم لذت مىبرد و خداوند همهء آنها را براى آدم حلال كرده است . اما آن درخت كه خداوند آدم و همسرش را از خوردن از آن بازداشت ، درخت حسادت بود و خداوند به آدم سپرد تا مباد به كسى از آنان كه خداى ايشان را برترى داده است يا به هركس ديگر از آفريدگان به ديدهء حسد بنگرد . اما آدم از ياد برد ، به ديدهء رشكبرى نگريست و او را ارادهاى نبود .
هامش
( 1 ) . آل عمران / 61 : بگو : بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فراخوانيم ، سپس مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم .
( 2 ) . لقمان / 27 : و اگر آنچه درخت در زمين است قلم باشد و دريا را هفت درياى ديگر به يارى آيد سخنان خدا پايان نپذيرد .
( 3 ) . در برخى از نسخهها به جاى « بسلان » ، « لسان » و به جاى « باحروان » ، « بحرون » آمده است - ح .