اينكه فرمود :
أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَ إِناثاً
« 1 » مقصود آن است كه خداوند به مردان فرمانبر جفتهايى مؤنث از حوران دهد . پناه بر خدا كه مقصود خداوند آن چيزى باشد كه تو به ناروا دريافتهاى و بهانه ساختهاى تا به گناه دامن آلايى ؛ همان گناهى كه دربارهء انجام دهندگانش كه توفيق توبه نيابند فرمود :
وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً * يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فِيهِ مُهاناً
« 2 » .
اينكه گفتى « على سپاهيان صفين را ، خواه آنان كه به پيكار روى مىآورند و خواه آنان كه مىگريختند ، كشت و بر مجروحانشان تازاند ، اما در پيكار جمل هيچ گريزانى را تعقيب نكرد ، به هيچ مجروحى نتازاند و او را نكشت و هركس را كه شمشير خويش افكند و هركس را كه به سراى خود درآمد امان داد » اين از آن روى بوده است كه پيشواى سپاهيان جمل كشته شده بود و پايگاهى نداشتند تا بدان بازگردند . آن مردم درحالى به خانههاى خويش برگشتند كه ديگر آهنگ پيكار نداشتند ، خدعهء جنگى به كار نبسته بودند ، قصد جاسوسى نداشتند و پيمان نيز نمىشكستند و بدان خرسند بودند كه دست از پيكار با آنان برداشته شود . دربارهء چنين كسانى حكم آن است كه اگر درصدد گردآوردن ياران وصف آراستن در برابر امام نباشند ، از پيكار با ايشان دست بدارند و شمشير از ايشان برگيرند . اما سپاهيان صفين به سوى گروهى آماده و پيشوايى بر كرسى نشسته بازمىگشتند كه برايشان ابزار پيكار از زره تا نيزه و شمشير فراهم مىساخت ، برايشان توشه مهيا مىكرد ، آنان را مقررى مىداد ، به مجروحانشان رسيدگى مىكرد و به درمانشان مىپرداخت و مرهم بر زخمشان مىنهاد ، پيادگانشان را مركب مىداد ، برهنگانشان را مىپوشاند و بدينسان ، آنان ديگر بار به پيكار بازمىگشتند و مىجنگيدند . از همين روى ، اين دو گروه حكمى يكسان ندارند . اگر على عليه السّلام و اين داورىاش دربارهء پيكارجويان جمل و صفين نبود ، حكم الهى دربارهء نافرمانان اهل توحيد دانسته نمىشد . اما على عليه السّلام آن را روشن ساخت . پس هركه از امام روى برتابد ، مخاطب شمشير است . مگر آنكه توبه كند .
اما آن زن كه گواهىاش به تنهايى پذيرفته شود دايه است كه اگر توافق باشد گواهىاش
هامش
( 1 ) . شورى / 50 : يا آنها را پسران و دخترانى توأم با يكديگر مىگرداند .
( 2 ) . فرقان / 68 و 69 : و هركس اينها را انجام دهد سزايش را دريافت خواهد كرد . براى او در روز قيامت عذاب دو چندان مىشود و پيوسته در آن خوار مىماند .