سعد بن عبد الملك اموى
* ابو عبد اللّه محمد بن احمد كوفى خزاز برايم نقل كرده و گفته است : احمد بن محمد بن سعيد كوفى ، از ابن فضال ، از اسماعيل بن مهران ، از ابو مسروق نهدى ، از مالك بن عطيه ، از ابو حمزه برايم نقل كرده كه گفته است : سعد بن عبد الملك كه از زادگان عبد العزيز بن مروان بود و امام صادق عليه السّلام او را سعد الخير مىناميد ، بر امام عليه السّلام وارد شد و ناگاه ديدند كه چون زنان مىگريد .
راوى گويد : امام صادق عليه السّلام از او پرسيد : اى سعد ، از چه روى مىگريى ؟ گفت : چرا نگريم ، در حالى كه از آن « درخت نفرين شده در قرآن » « 1 » هستم . امام صادق عليه السّلام به او فرمود : تو از آنان نيستى . تو يك اموى از ما خاندانى . آيا سخن خداوند را شنيدهاى كه از زبان ابراهيم حكايت مىكند كه گفت :
فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي
« 2 » .
اسماعيل بن عبد الرحمن جعفى
* ابو غالب احمد بن محمد زرارى گفته است : محمد بن سعيد كوفى برايم نقل كرده و گفته است : محمد بن فضل بن ابراهيم ، از پدر خود ، از نعمان بن عمرو جعفى برايم نقل كرده كه گفته است : محمد بن اسماعيل بن عبد الرحمن جعفى برايم حديث كرده و گفته است : همراه با عمويم حصين بن عبد الرحمن به حضور امام صادق عليه السّلام رسيدم . امام او را به خود نزديك ساخت و از او پرسيد : اينكه با تو است پسر كيست ؟ گفت : پسر برادرم اسماعيل . امام گفت : خداوند اسماعيل را بيامرزد و از گناهانش درگذرد . برايتان چه ارث گذاشت ؟ گفت : نيكوترين آن دوستى با شما كه خداوند به ما داده است . امام عليه السّلام فرمود : اى حصين ، دوستى ما را كم مگيريد كه خود از « باقيات صالحات » « 3 » است . عمويم گفت :
اى پسر پيامبر خدا ، من آن را كم نگرفتهام ، بلكه خداى را بر آن مىستايم . « 4 »
هامش
( 1 ) . اشاره به آيهء 6 سورهء اسراء :وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ- م .
( 2 ) . ابراهيم / 39 : پس هركس كه از من پيروى كند بىگمان او از من است .
روايت را نيز بنگريد در : بحار الانوار ، ج 46 ، ص 337 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 9 ، ص 100 و 101 - م .
( 3 ) . اشاره به آيه 46 سوره كهف و 76 سوره مريم :وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً *- م .
( 4 ) . حديث را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 27 ، ص 75 و ج 47 ، ص 340 ؛ تهذيب المقال ، ج 4 ، ص 175 و 179 - م .