شد زاده شد و در حالى كه نود سال داشت درگذشت . او از قبيلهء همدان است و نام كاملش نيز عمرو بن عبد اللّه بن على بن ذى حمير بن سبيع بن يبلغ همدانى . از آن روى كه در ميان خاندان سبيع منزل گزيده بود ، او را به سبيع نسبت دادهاند . « 1 »
[ زيادها ]
* زياد بن منذر نابينا همان ابو جارود است . زياد بن ابى رجاء همان ابو عبيدهء حذّاء است .
زياد بن سوقه ، زياد وابستهء امام باقر عليه السّلام ، زياد بن ابى زياد منقرى و زياد الاحلام از ياران امام باقر عليه السّلام هستند . ابو بصير ليث بن بخترى مرادى ، ابو بصير يحيى بن ابى القاسم و نام اين ابو القاسم اسحاق است روشندلى از وابستگان بنى اسد نيز از ياران اويند . اين ابو بصير به كنيه ، ابو محمد خوانده مىشد . « 2 »
سورة بن كليب
* محمد بن حسن . . . برايمان نقل كرده است . . . امسال .
گويد : گفتم : براى اين حجّ خويش وام ستاندهام و به خداوند سوگند مىدانم يقينا كه خداوند آن را از جانب من باز پس خواهد داد . اين حج من نيز پس از اميد به مغفرت ، جز به شوق ديدار تو و سخن تو نبود .
امام عليه السّلام فرمود : اما وام حج تو را خداوند از آنچه نزد من است باز پس داد . امام آنگاه سجادهاى را كه در زيرش بود برداشت و از زير آن دينارهايى چند بيرون آورد و بيست دينار شمرد و فرمود : اين هزينهء حج تو . سپس بيست دينار ديگر شمرد و فرمود : اين هم خرجى تو تا زمانىكه زندهاى .
گفتم : فدايت شوم ، مرا بياگاهان كه آيا اجل من نزديك شده است ؟ فرمود : اى سوره ، آيا دوست ندارى با ما و با برادرانت فلان كس و فلان كس باشى ؟ گفتم : چرا .
صندل گويد : نه ماه از آن زمان نگذشت كه سوره بدرود حيات گفت . « 3 »
هامش
( 1 ) . روايت را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 4 ، ص 265 و ج 46 ، ص 117 ؛ نهج السعاده ، ج 7 ، ص 19 - م .
( 2 ) . روايت را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 46 ، ص 344 ؛ نهج السعاده ، ج 7 ، ص 28 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 21 ، ص 30 - م .
( 3 ) . در آغاز اين روايت افتادگىاى وجود دارد و محقق متن عربى ضمن يادآورى اين نكته بخشى از افتادگى را -