تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
گفتم : خداوندا ، تو خود خواست و ارادهء مرا مىدانى . مرا به برترين آيين‌ها راه بنماى . پس همان دم به دلم افتاد كه به ديدار رضا عليه السّلام بروم . از اين روى به مدينه رفتم . بر در سراى او ايستادم و غلام را گفتم : به مهتر خويش بگو : مردى از عراقيان بر در سراى است . من خود صداى على ابن موسى عليه السّلام را شنيدم كه مىگفت : اى عبد اللّه بن مغيره به درون آى . به درون رفتم و او چون در من نگريست فرمود : خداوند دعايت را پاسخ داده و تو را به آيين خود « 1 » راه نموده است . من هم در پاسخ گفتم : گواهى مىدهم كه تو حجّت خدا و امين او بر مردمى . « 2 » * محمد بن حسن برايمان نقل كرده و گفته است : از ابو الحسن اسدى رقعه‌اى براى محمد ابن موسى بن متوكل آوردند كه در آن گفته بود : سهل بن زياد آدمى برايم حديث آورده و گفته است : چون عبد اللّه بن مغيره كتاب خويش را فراهم نهاد ، ياران خود را وعده داد تا اين كتاب را در يكى از گوشه‌هاى مسجد كوفه برايشان بخواند . او را برادرى مخالف بود و چون مردمان براى شنيدن آن كتاب گرد آمدند آن برادر نيز بدان جا آمد و نشست . راوى گويد : سپس عبد اللّه بن مغيره به ياران خويش گفت : امروز روانه شويد . اما آن برادر گفت : كجا بروند ؟ من هم براى همان كارى آمده‌ام كه آنان آمده‌اند . راوى گويد : عبد اللّه از او پرسيد : براى چه آمده‌اند ؟ گفت : برادرم ، من در خواب ديدم كه فرشتگان از آسمان فرود مىآيند . پرسيدم : چرا اينان فرود مىآيند ؟ منادىاى گفت : فرود مىآيند تا كتابى را كه عبد اللّه بن مغيره فراهم آورده است بشنوند . اينك من به همين هدف آمده‌ام و به درگاه خداوند توبه آورده‌ام . راوى گويد : عبد اللّه بن مغيره به اين رخداد شادمان شد . « 3 »
هامش
( 1 ) . عبارت اختصاص « لدينك » است و ترجمه نيز بر همين اساس صورت گرفته ، اما در برخى از منابع « لدينه » آمده است - م . ( 2 ) . حديث را بنگريد در : الثاقب فى المناقب ، ص 475 ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 361 ؛ ابن شهر آشوب ، مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ، ص 479 ؛ مدينة المعاجز ، ج 7 ، ص 31 ؛ بحار الانوار ، ج 48 ، ص 273 و ج 49 ، ص 39 ؛ مسند الإمام الرضا عليه السّلام ، ج 1 ، ص 162 ؛ اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 857 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 11 ، ص 361 - م . ( 3 ) . حديث را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 48 ، ص 175 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 11 ، ص 362 - م .