تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩

ابو احمد محمد بن ابى عمير

* محمد بن محسن سجاد « 1 » برايمان نقل كرده و گفته است : على بن ابراهيم بن هاشم ، از پدر خود برايمان نقل كرده كه گفته است : ابن ابى عمير هفده سال در زندان بود و از اين‌روى همه دارايىاش از ميان رفته بود . در اين ميان ، او از مردى ده هزار درهم نيز طلب داشت . راوى گويد : آن مرد خانهء خود را فروخت و طلب ابن ابى عمير را نزد وى آورد . ابن ابى عمير از او پرسيد : اين مال را از كجا آورده‌اى ؟ گنجى يافته‌اى يا از كسى ارثى برده‌اى ؟ ناگزير بايد پاسخ دهى . گفت : خانهء خويش را فروختم . ابن ابى عمير گفت : ذريح محاربى از امام صادق عليه السّلام برايم نقل كرده كه فرموده است : مبادا كسى براى بدهى از زادگاه خود بيرون رانده شود . من گرچه خود به يك درهم نيازمندم ، اما اين درهم تو به ملك من درنيايد . « 2 » * ابو عمير زياد نام داشت و از وابستگان ازد بود . اما ابن ابى عمير نزد شيعه و سنى مورد اعتمادترين و نيز پاينده‌ترين كس به اعمال دينى ، پرستشگرترين ، پرهيزگارترين و در همه چيز يگانهء روزگار خويش بود . امام موسى بن جعفر عليه السّلام را درك كرد ، هرچند از ايشان روايت نقل نكرد و تنها از امام رضا عليه السّلام روايت نقل كرد . « 3 »

زكريا بن آدم قمى و زكريا بن ادريس قمى

* احمد بن محمد از پدر خود و همچنين سعد بن عبد اللّه از احمد بن محمد بن عيسى ، از محمد بن حمزة بن يسع ، از زكريا ابن آدم نقل كرده‌اند كه گفته است : در نخستين شب پس از درگذشت ابو جرير زكريا ابن ادريس قمى ، از آغاز شب به حضور امام رضا عليه السّلام رسيدم . از من دربارهء او پرسيد و آن‌گاه تا طلوع سپيده با من به گفت‌وگو نشست ، سپس برخاست و نماز
هامش
( 1 ) . در متن چنين آمده است - ح . ( 2 ) . حديث را عينا با همين مضمون بنگريد در : من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 190 ؛ علل الشرائع ، ج 2 ، ص 529 ؛ الاستبصار ، ج 3 ، ص 7 ؛ تهذيب ، ج 6 ، ص 198 ، بحار الانوار ، ج 49 ، ص 273 و 287 و ج 100 ، ص 155 ؛ درر الاخبار ، ص 714 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 8 ، ص 158 ؛ وسائل الشيعه ، ج 18 ، ص 342 و 343 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 13 ، ص 402 - م . ( 3 ) . اين سخن را بنگريد در : شرح اصول الكافى ، ج 2 ، ص 18 ؛ بحار الانوار ، ج 49 ، ص 278 ؛ الفهرست ، ص 218 ، خلاصة الاقوال ، ص 240 ؛ نقد الرجال ، ج 4 ، ص 107 ؛ جامع الرواة ، ج 2 ، ص 51 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 15 ، ص 292 - م .