[ جابر و امام باقر عليه السّلام ]
* محمد بن حسن ، از محمد بن حسن صفار ، از محمد بن عيسى ، از بشير ، از هشام بن سالم برايم نقل كرده كه گفته است : امام صادق عليه السّلام به من فرمود : پدر مرا منقبتهايى است كه هيچيك از ديگر نياكانم ندارند ؛ پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به جابر بن عبد اللّه فرمود : تو پسرم محمد را درك مىكنى ؛ به او سلام برسان . پس جابر نزد على بن حسين عليه السّلام آمد و محمد را خواست .
فرمود : در پى او مىفرستيم و او را براى ديدار تو از مكتبخانه مىخواهيم .
آنگاه به جابر فرمود : اينك نزد او برو .
جابر نزد امام باقر عليه السّلام آمد ، سلام پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را به او رساند ، بر سرش بوسه زد و دمى در كنارش ماند .
امام باقر عليه السّلام نيز فرمود : و بر تو و بر جدم سلام ، اى جابر .
امام صادق عليه السّلام فرموده است : سپس جابر از امام باقر عليه السّلام خواست شفاعت او را در روز قيامت عهدهدار شود . امام عليه السّلام نيز به او فرمود : اى جابر ، چنين كنم . « 1 »
* محمد بن حسن ، از محمد بن حسن صفار - و او حديث را مرفوعا نقل مىكند - از حريز ، از ابان بن تغلب روايت شده كه گفته است : امام صادق عليه السّلام فرمود : جابر بن عبد اللّه آخرين برجاى مانده از صحابهء پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بود كه به ما خاندان پيوسته و دل سپرده بود . او كه عمامهاى سياه بر سر مىنهاد در مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىنشست و اى باقر اى باقر بر زبان مىآورد . مردم مدينه مىگفتند : جابر ياوه مىگويد . اما جابر مىگفت : نه ، به خداوند سوگند من ياوه نمىسرايم . بلكه من از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : « تو مردى را درك خواهى كرد كه نامش نام من و چهرهاش چهرهء من است ؛ دانش را به راستى مىشكافد » . همين خبر است كه مرا به آنچه مىگويم واداشته است .
امام عليه السّلام فرمود : يك روز در حالى كه جابر از يكى از كوچههاى مدينه مىگذشت به مكتبخانهاى برخورد كه محمد بن على بن حسين عليه السّلام آنجا بود ، چون در او نگريست گفت : اى
هامش
- اختصاص آورده است - ح .
حديث را همچنين بنگريد در : تاريخ آل زراره ، ج 1 ، ص 111 و 112 ؛ جامع الرواة ، ج 2 ، ص 545 ؛ طرائف المقال ، ج 2 ، ص 340 و 594 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 4 ، ص 156 و 157 و ج 9 ، ص 197 و 198 - م .
( 1 ) . مجلسى در بحار الانوار ( ج 46 ، ص 228 ) اين حديث را به نقل از كتاب حاضر آورده است - م .