تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
همين بها به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فروختى ! امام عليه السّلام مىفرمايد : آن مرد عرب گفت : من درحالى آن را فروختم كه هيچ‌كس ديگر با ما نبود . در اين هنگام پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از خزيمه پرسيد : چگونه بر اين امر گواهى دادى ؟ گفت : اى پيامبر خدا ، پدر و مادرم به فدايت باد . تو از خداوند و آسمان‌ها به ما خبر مىدهى و تو را باور مىداريم . چگونه در بهاى اين اسب تو را باور نداريم ؟ پس پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله گواهى او را اعتبار گواهى دو مرد بخشيد و از اين‌روى او « ذو الشهادتين » است . « 1 »

[ پس از حسين بن على عليه السّلام ]

* جعفر بن حسين ، از محمد بن حسن صفار ، از محمد بن عيسى ، از يونس ، از جميل ، از امام صادق عليه السّلام برايمان نقل كرده كه فرموده است : پس از حسين عليه السّلام همهء مردم از دين برگشتند ، مگر سه تن : ابو خالد كابلى ، يحيى بن ام طويل و جبير بن مطعم . بعدها مردم پيوستند و فزونى يافتند . يحيى بن ام طويل به مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىآمد و مىگفت :
كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ
« 2 » .

[ صعصعة بن صوحان و معاويه ]

* از او ، از محمد بن جعفر مودّب روايت شده كه گفته است : محمّد بن عبد اللّه بن عمران ، از عبد اللّه بن يزيد غسانى برايمان حديث كرده كه مرفوعا نقل كرده و گفته است : هيئتى از عراقيان نزد معاويه رفتند . از آن جمله عدى بن حاتم طائى در هيئت كوفيان بود و احنف بن قيس و صعصعة بن صوحان نيز در هيئت بصريان بودند . در اين هنگام عمرو بن عاص به معاويه گفت : اينان مردان دنيا و شيعيان علىاند كه در نبردهاى جمل و صفين در كنار او
هامش
( 1 ) . كلينى در كافى ( كتاب الشهادات ، النوادر ) اين حديث را با تفاوتى اندك نقل كرده است - ح . حديث را همچنين بنگريد در : الجمل ، ص 122 ؛ بحار الانوار ، ج 22 ، ص 140 ، هردو به نقل از : اختصاص - م . ( 2 ) . ممتحنه / 4 : به شما كفر مىورزيم و ميان ما و شما دشمنى و كينهء هميشگى پديدار شده است . حديث را نيز بنگريد در : بحار الانوار ، ج 46 ، ص 144 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 21 ، ص 38 - م .