فرمود : نورى در نور و نورى بر نور بود . آن نور را از آبى گلآلود آفريد و از آن آب ظلمت را پديد آورد و عرش او بر آن ظلمت بود .
يونس گفت : اما من دربارهء مكان از تو پرسيدم .
فرمود : هرگاه از « كجا » يى سخن گفتم آن كجايى همان مكان است .
يونس گفت : درست وصف كردى و نيكو فرمودى . اما من از مكان به همان معنا كه وجود دارد و شناخته شده است پرسيدم .
فرمود : او به واسطهء علم خود در علم خود بود ، و علم عالمان در كنار علم او كوتاه است .
ديگر بار گفت : اما من همچنان دربارهء مكان پرسيدم .
فرمود : اى تيرهبخت ! مگر نه اينكه تو را پاسخ گفتم كه او به واسطهء علم خود در علم خود بود و علم عالمان در سنجش با علم او كوتاه است . « 1 »
[ فراگيرى حديث ]
* محمد بن حسن ، از محمد بن حسن صفار ، از محمد بن عبد الحميد ، از عبد السّلام بن سالم ، از ميسر بن عبد العزيز برايم حديث كرده و گفته است : امام صادق عليه السّلام فرمود : حديثى كه راستگويى آن را از راستگويى ديگر كسب كند ، از دنيا و آنچه در آن باشد برتر است . « 2 »
[ حفظ چهل حديث ]
* از همو ، از محمد بن حسن صفار ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از يكى از هم مسلكانمان ، از عبد اللّه بن عبد اللّه نقل شده كه گفته است : موسى بن ابراهيم مروزى از امام كاظم عليه السّلام برايم نقل كرده كه فرموده است : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هركس از امت من چهل حديث از آنچه در كار دينشان بدان نياز دارند از بركند ، خداوند در روز قيامت او را ديندان و آگاه برانگيزد . « 3 »
هامش
( 1 ) . حديث را مجلسى در بحار الانوار ( ج 54 ، ص 101 ) به نقل از اختصاص آورده است - م .
( 2 ) . مجلسى در بحار الانوار ( ج 2 ، ص 150 ) اين حديث را به نقل از كتاب حاضر آورده است - م .
( 3 ) . صدوق در خصال اين روايت را نقل كرده و مجلسى نيز در بحار الانوار ( ج 1 ، باب « فضل كتابة الحديث و روايته » ) آن را به نقل از : خصال و اختصاص آورده است .
موسى بن ابراهيم نيز كه در سلسلهء سند حديث از او نام برده شده همان معلم سندى بن شاهك است و كتابى دارد - ح .