تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥

- 6 - تخصيص زدن عام به وسيلهء مفهوم موافق و مفهوم مخالف

تخصيص عام به وسيلهء مفهوم موافق

گفته شده كه همهء علما اتفاق‌نظر دارند كه عام را با مفهوم موافق مىتوان تخصيص زد . و منظور از مفهوم موافقت آنجا است كه حكم به اولويت بشود ، مثل « فسّاق را اكرام مكن و خادمان معلم فاسق را اكرام كن » . از اين بيان نتيجه مىگيريم كه اكرام خود معلّم ( فاسق ) ، اولويت دارد . و ظاهرا اين مطلب محل اشكال نيست چرا كه دلالت لفظ بر مفهوم موافقت به كمك عقلى كه حكم به اولويت مىكند ، قوى و روشن است ، و نيز قطعا مىدانيم كه مناط و ملاك حكم براى خادمان معلم ( فاسق ) و خود معلم ( فاسق ) ، يكى است . پس همين حكم عقلى به اولويت - در اين صورت - دليل شرعى خاصى است كه با عام [ لا تكرم الفساق ] معارضه مىكند و برآن مقدم مىشود ، چرا كه اين تقديم ، راه جمع عرفى و مشهور بين دو دليل است . و امّا اگر بين عام و مفهوم ، رابطهء عموم و خصوص من وجه برقرار باشد مثل « فساق را اكرام نكن و خادمان علما را اكرام كن » « 1 » در اين مورد ، بين علما اختلاف است و به نظر ما اظهر آن است كه اين مورد هم مثل ساير ادلهء لفظى است . يعنى همان‌طور كه در صورت وجود رابطهء عام و خاص من وجه ، در موارد اجتماع دو دليل ، اصول عمليه را جارى مىكنيم ، در اينجا نيز بايد چنين كنيم .
هامش
( 1 ) . مصداق مشترك « عالم فاسق » است كه منطوق دليل اول مىگويد او را اكرام نكن ، و مفهوم دليل دوم مىگويد او را اكرام كن ( غ ) .