تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١

- 5 - آمدن ضمير به دنبال عام

اگر براى عامّى ، ظهور در عموم منعقد شود و سپس به دنبال آن ضميرى بيايد كه به بعضى افراد عام برگردد و حكم در مورد ضمير ، غير از حكم در مورد عام باشد ، اقوال علما سه گونه است : ( اول ) : عام تخصيص مىخورد . ( دوم ) : عام بر عمومش باقى است و يك نحوه مجازيت در ضمير صورت مىگيرد چرا كه - در اين حالت - به بعضى از افراد مرجعش بازمىگردد . ( سوم ) : توقف . و ظاهرا منشأ اين اقوال سه‌گانه اين است كه ظهور عام در عموميتش با ظهور ضمير در رجوعش به تمام افراد مورد نظر در مرجع ضمير ، اختلاف دارد . و براى اين مورد به آيهء قرآن مثال زده‌اند :
« وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ »
تا فراز
( وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ )
« 1 » . در اين آيه معلوم است كه ردّ [ بازگشت مرد به زن ] مخصوص زنان مطلقه‌اى است كه با طلاق رجعى ، طلاق داده شده‌اند نه با طلاق بائن . و اگر عامّ همراه با جملهء ضمير ، داراى حكمى واحد و يكسان باشند ، خود ضمير قرينه بر تخصيص عام است ، مثل « و المطلّقات ازواجهنّ احق بردّهنّ » چرا كه مثل چنين عبارتى ظهور دارد كه مراد از مطلقات ، خصوص رجعيات [ زنان مطلقهء با طلاق رجعى ] است . و امّا در مثال مورد بحث ما مىتوان گفت : اظهر اين است كه عام بر عمومش باقى است و در ضمير ، نوعى مجاز راه مىيابد ، زيرا از ابتداى كار ، ظهورى براى عام منعقد مىشود و حكمى براى آن ثابت مىشود . و آمدن ضمير پس از اين ظهور ، موجب زوال ظهور عام نمىشود چرا كه ظهور عام قبلا محكّم شده و تماميت پيدا كرده است و بقاء همين ظهور عام موجب تزلزل در ظهور ضمير متأخر مىشود .
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 228 .