تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
كارى به‌طور اختصاصى در عرف مردم ، نابجا و مستهجن است . آرى ، از مثل چنين كارى در ضمن تحريم يك شىء عام ، نهى مىشود . مثلا : « خبائث را نخوريد » عام است و مراد از خبائث ، آنهايى است كه بعضى مكلفين نسبت به بعضى از آنها ميل ضعيفى دارند . و همين مقدار براى رفع استهجان كافى است .

دلالت نهى بر دوام و تكرار

علما در اينكه نهى بر دوام و تكرار دلالت دارد يا نه ، اختلاف كرده‌اند . و حق اين است كه دلالت دارد . البته نه از آن جهت كه صيغه بر اين مطلب دلالتى داشته باشد ، بلكه از اين حيث كه صيغه دلالت مىكند بر اينكه ماهيت منهى عنه بايد ترك شود . و ترك ماهيت ، حاصل نمىشود جز بر ترك جميع افراد ماهيت . زيرا با انجام يك فرد منهى عنه ، مخالفت با نهى محقق مىشود . و آنها كه قائل به عدم دلالت‌اند چنين احتجاج ( استدلال ) كرده‌اند كه نهى در برخى موارد براى تكرار آمده و گاهى براى انجام يك‌بار وارد شده است ! و جواب اين است كه ما منع نمىكنيم كه نهى به صورت مقيّد و براى يك فرد هم وارد شده باشد . ولى آنچه محل نزاع است ، نهى مطلق ( و بدون قيد ) است .

خلاصه

الف ) مادهء نهى به معناى طلب كفّ از منهى عنه است كه شامل دو فرد تحريم و كراهت - هر دو - مىشود و البته آنچه متبادر است ، تحريم است . ب ) معناى صيغهء نهى نيز طلب كفّ است كه شامل تحريم و كراهت و سؤال و دعا مىشود و البته متبادر ، همان تحريم است . ج ) استعمال ماده و صيغهء نهى در هريك از افراد مذكور ، حقيقت است نه مجاز . د ) نهى دلالت بر دوام و تكرار دارد زيرا نهى دال بر ترك ماهيت است و اين ترك ماهيت ، جز با ترك جميع افراد ماهيت ، حاصل نمىشود .