تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١

6 - واجب مطلق و مشروط :

« واجب مطلق آن است كه وجوبش مطلق و بدون قيد است و متوقف بر وجود مقدماتش نيست بلكه تحصيل آن مقدمات واجب است » مانند نماز . و « واجب مشروط كه واجب مقيّد نيز ناميده مىشود آن است كه وجوبش مقيّد به وجود مقدماتش مىباشد » مانند وجوب حج نسبت به شرط استطاعت . لذا هرگاه استطاعت حاصل شود ، حج واجب مىگردد ولى تحصيل استطاعت ، واجب نيست . و در بسيارى از موارد ، واجب نسبت به بعضى از مقدماتى كه تحصيل آنها واجب است ، مطلق مىباشد ، مثل طهارت براى بعضى اعمال حج . و نسبت به بعضى ديگر از مقدمات ، مشروط است مثل استطاعت . حاصل آنكه حج نسبت به طهارت ، مطلق است و نسبت به استطاعت مشروط مىباشد .

7 - واجب تعبدى و توصلى :

« واجب تعبدى آن است كه غرض از آن حاصل نمىشود مگر اينكه مكلّف خودش واجب را انجام دهد و يا نائب مكلّف كه نيابتش شرعا صحيح است ، آن را انجام دهد و اين عبادت براى امتثال امر خدا باشد و واجب تعبدى ، به هر نحوى كه در خارج اتفاق بيفتد ، ساقط نمىشود » مانند عبادات از قبيل نماز و روزه . و « واجب توصلى آن است كه به هر نحوى در خارج اتفاق بيفتد ، از گردن مكلّف ساقط مىشود » مانند آب كشيدن لباس براى نماز كه اگر فرضا باد آن لباس را در آب بياندازد و فروببرد ، پاك مىشود و تكليف ساقط مىگردد . حال كه اين مطلب را دانستى ، بدان كه اگر از دليل دال بر وجوب ، نحوهء واجب يعنى نوع قسم از اقسامى كه گذشت ، معلوم شود كه جاى اشكالى نيست . و امّا اگر اين مطلب معلوم نگردد ، مىتوان گفت كه ظاهر صيغهء امر اقتضا مىكند كه وجوب ، عينى - تعيينى - مطلق و غير مشروط باشد . چرا كه واجب كفائى احتياج به دليلى دارد كه بگويد اگر مكلّفى غير از اين شخص ، آن را انجام داد ، ساقط مىشود . و واجب