توضيحى دربارهء « علم حسى » و « علم خيالى »
[ چنان كه دانستيم ، علم جزيى بر دو قسم است : تصور حسى و تصور خيالى .
تصور حسى ، پديدهء ذهنى سادهاى است كه در اثر ارتباط اندامهاى حسى با واقعيتهاى مادى در لوح نفس حاصل مىگردد . به ديگر سخن : تصور حسى همان صورتى است كه از اشياى مادى در حال مواجهه و ارتباط مستقيم ذهن با خارج با به كار افتادن يكى از حواس پنج گانه يا بيشتر ، در ذهن منعكس مىشود ؛ مثلًا هم اكنون كه خوانندهء گرامى چشم گشوده و اين خطوط را در برابر ديدگان خود قرار داده و آنها را نظاره مىكند ، تصويرى از اين كلمات در ذهنش پديدار مىگردد . اين تصوير ، همان حالت خاصى است كه خوانندهء اين كلمات حضوراً و وجداناً در خود مشاهده مىكند . همچنين ادراكى كه هنگام استماع سخنان يك سخنران در خود مىيابيم و يا طعمى كه هنگام قرار گرفتن لقمهء غذا در دهان مىچشيم و يا بويى كه هنگام استشمام رائحهء يك گل درك مىكنيم ، همه ادراك حسى هستند .
و اما تصور خيالى ، پديدهء ذهنى سادهاى است كه در پى تصور حسى و ارتباط با خارج حاصل مىگردد ، ولى بقاى آن منوط به بقاى ارتباط با خارج نيست ؛ توضيح اين كه : پس از پيدايش صورت حسى در قوهء حاسه ، صورت ديگرى در قوهء خيال پديد مىآيد و در پى ناپديد گشتن صورت حسى ، آن صورت خيالى باقى مىماند و هر گاه انسان بخواهد ، آن صورت را احضار كرده و آن شىء خارجى را دوباره تصور مىكند .
تفاوتهاى صورت حسى با صورت خيالى عبارت است از :
1 - صورت حسى غالباً و در حال عادى روشنتر از صورت خيالى است .
2 - صورت حسى هميشه با وضع ( / نسبت مخصوص با اجزاى مجاور ) و جهت خاص ( در طرف چپ يا راست يا پيش رو يا پشت سر و غير آن ) و نيز در مكان خاص احساس مىشود ؛ مثلًا آدمى هرگاه چيزى را مىبيند آن را در جاى معين و در جهت