تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧

فصل سوم [ 1 ] تقسيم علم حصولى به كلى و جزيى و مسايل مربوط به آن

علم حصولى بر دو دسته است : علم كلى و علم جزيى . [ علت آن كه مقسم در اين تقسيم ، خصوص « علم حصولى » قرار داده شد نه « مطلق علم » ، آن است كه : اين تقسيم به لحاظ نحوهء صدق علم و ادراك بر محكى خود مىباشد و اين كه آيا علم و ادراك قابليت انطباق و حمل بر مصاديق متعدد را دارد يا ندارد . و - چنان كه مىدانيم - مسئلهء صدق ، حمل و انطباق تنها در مورد علوم حصولى ، كه از مفاهيم و صورت‌هاى علمى تشكيل مىيابد ، موضوعيت پيدا مىكند ، نه در مورد علوم حضورى ، كه از جهت علوم حضورى بودن اساساً از سنخ مفهوم نبوده و از خارج خود حكايت ندارند و بر چيزى حمل نمىشوند . چرا كه در علم حضورى ، معلوم با وجود خارجى خود و بدون وساطت هيچ مفهوم و صورت ادراكى ، نزد مدرِك حاضر مىآيد . « 1 »
هامش
( 1 ) . و دقيقاً به همين لحاظ است كه مسئلهء صدق و كذب نيز اختصاص به علوم حصولى دارد و شامل علوم حضورى نمىگردد ، چرا كه صادق بودن و يا كاذب بودن يك علم و ادراك فرع بر حاكى بودن آن از ماوراى خود مىباشد و اگر ادراك به گونه‌اى باشد كه حكايت از ماوراى خود نداشته باشد - چنان كه در علم حضورى مشاهده مىشود - نمىتوان آن را صادق دانست ، زيرا حكايت از چيزى ندارد تا به لحاظ مطابقت با محكى خود متصف به صدق شود . و نيز نمىتوان آن را كاذب دانست ، زيرا كذب عبارت است از : عدم مطابقت چيزى كه صلاحيت و شأنيت براى مطابقت دارد . البته ميان مسئلهء كلى و جزيى و مسئلهء صدق و كذب اين تفاوت هست كه كليت و جزئيت به معناى مورد بحث در اين فصل اختصاص به علوم حصولى تصورى دارد ، اما صدق و كذب اختصاص به علوم حصولى تصديقى دارد
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 67 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى