تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
نكتهء ديگر در اين جا آن است كه : اين تقسيم اختصاص به تصورات دارد و شامل تصديقات نمىگردد . از اين رو مناسب بود كه اين فصل در پى فصل هشتم ، كه عهده‌دار تقسيم علم حصولى به تصور و تصديق است ، آورده مىشد . ]

تعريف كلى و جزيى

كلى ، تصورى را گويند كه عقل از فرض صدق آن بر موارد متعدد ابا و امتناع ندارد ؛ مانند انسان معقول . [ مقصود از « فرض » در عبارت ياد شده همان « تجويز » است و بنابراين ، كلى تصورى است كه عقل فى نفسه صدق آن بر موارد متعدد را تجويز مىكند ؛ به ديگر سخن : كلى مفهومى است كه بتواند نمايشگر اشيا يا اشخاص متعددى باشد ، خواه بالفعل در خارج مصاديق فراوان داشته باشد ؛ مانند مفهوم عقلى انسان ، يا آن كه تنها يك مصداق داشته باشد و تحقق مصاديق ديگر براى آن ممكن باشد ؛ مانند شمس و يا ممتنع باشد ؛ مانند مفهوم « واجب الوجود بالذات » و يا آن كه هيچ مصداقى در خارج نداشته باشد ، خواه امكان آن كه مصداقى پيدا كند وجود داشته باشد ؛ مانند سيمرغ و يا آن كه تحقق حتى يك مصداق براى آن نيز ممتنع و محال باشد ؛ مانند : مفهوم اجتماع نقيضين . ] و جزئى تصورى است كه عقل صدق آن بر بيش از يك مورد را تجويز نمىكند ، [ به ديگر بيان : جزيى ادراكى است كه تنها نمايشگر يك موجود مىتواند باشد ؛ ] مانند علم به فرد خاصى از انسان كه به واسطهء نوعى اتصال و ارتباط با مادهء حاضر آن ، حاصل گشته و « علم حسى » و « احساسى » ناميده مىشود و نيز مانند علم به يك فرد انسان بدون آن كه ماده‌اش حاضر باشد ، كه آن را « علم خيالى » مىنامند .
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 68 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى