فصل بيست چهارم استمرار فيض
[ 1 ] در بحثهاى گذشته روشن شد قدرت واجب تعالى همان مبدئيت او براى ايجاد و عليتش نسبت به ساير موجودات است و اين قدرت ، عين ذات متعالى او است . اين امر مستلزم آن است كه فيض واجب تعالى هميشگى و رحمتش پيوسته بوده و هرگز بخشش او قطع نگردد .
اما اين امر ، مستلزم آن نيست كه عالم طبيعت دائم و مستمر باشد ، زيرا مجموع ، چيزى بيش از اجزايش نيست و هر جزء [ از اجزاى عالم طبيعت ] مسبوق به عدم است . [ ممكن است گفته شود : عالم طبيعت هر از چند گاهى تكرار مىشود و دورهاى پايان مىيابد و دورهاى ديگر از آن آغاز مىگردد . اگر چه هر يك از اين دورهها محدود و حادث است ، امّا مجموع آن ، قديم و نامحدود است . پاسخ اين توهم آن است كه : ] بر خلاف آن چه قائلان به ادوار و اكوار « 1 » معتقدند ، وجود عالم ماده تكرار نمىشود ، زيرا دليلى بر اين مدعا در دست نيست .
[ در نظر قائلان به « ادوار و اكوار » مجموع عالم مادى در يك حركت چرخشى به همان نقطهء آغازين خود باز مىگردد و اين را « دَور » مىنامند . ايشان همچنين معتقدند
هامش
( 1 ) . اكوار جمع كَور است : در المنجد آمده است : « الكور : الدور من العمامة » و در فرهنگ بزرگ جامع نوين آمده : « كَور : دَور و پيچ از عمامه و هر چيزى » . معناى اصطلاحى « كَور » در شرح آمده است