فصل بيست و يكمعالم مثال
[ 1 ] عالم مثال را ، چون ميان عالم عقلى و عالم ماده و طبيعت قرار دارد ، « برزخ » « 1 » نيز ناميدهاند . عالم مثال - چنان كه از بحثهاى پيشين به دست آمد - مرتبهاى از وجود است كه ماده ندارد ، امّا آثار ماده را ، مانند كم ، كيف و وضع دارا مىباشد . علت به وجود آورندهء اين عالم ، در نظر مشائيان آخرين سلسلهء عقول طولى است . به نام « عقل فعال » اما به عقيدهء اشراقيان اين عالم را بعضى از عقول عرضى به وجود آورده است .
در عالم مثال ، صورتهاى جوهرىاى وجود دارند كه جهات كثرتِ همان عقلى را كه به وجود آورندهء اين عالم است ، تشكيل مىدهند . « 2 » اين صورتهاى مثالى براى يك ديگر با هيئتها و شكلهاى گوناگونى ظاهر مىشوند ، امّا اين اختلاف در ظهور ، وحدت شخصى جوهر مثالى را مخدوش نمىسازد [ ؛ گويا يك چيز است كه در آينههاى مختلف ، صورتهاى مختلفى پيدا مىكند ؛ ] درست مثل هنگامى كه گروه زيادى از مردم ، شخص خاصى را كه در زمانهاى گذشته بوده و آنها او را نديدهاند ، بلكه فقط اسمى از وى شنيده و اندكى از شرح حالش مىدانند ، در ذهن خود با هيئتى
هامش
( 1 ) . برزخ در لغت به معناى واسطهء ميان دو چيز است
( 2 ) . يعنى وجودهاى متعدد و متكثرى كه در عالم مثال است ، جهات كثرتى است كه در عقل مفيض اين عالم هست ، اما به نحو اجمال و به گونهاى كه با وحدت آن منافات ندارد