تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
شرهايى كه بدان نسبت داده مىشود ، بر پنج قسم است : 1 - آن چه خير محض است . 2 - آن چه شرّ محض است . 3 - آن چه خيرش بر شرّش غلبه دارد . 4 - آن چه شرّ محض است . 5 - آن چه خير و شرّش مساوى است . از ميان اين پنج قسم ، تنها دو قسم تحقق خارجى دارد : يكى قسم اوّل كه خير محض است ؛ يعنى واجب تعالى - كه وجودش ضرورى است و هر كمال وجودى را داراست و كمال مطلق مىباشد - و مجردات تامه كه به او ملحق مىشوند . و ديگرى قسم سوم ، يعنى آن چه خيرش بر شرّش غلبه دارد . چه در ترك خير فراوان ، شرّ فراوان نهفته است و لذا عنايت الهى وجود اين دسته از اشيا را لازم و واجب مىگرداند . [ 9 ] امّا سه قسم ديگر تحقق خارجى ندارد ، زيرا شرّ محض همان عدم محض است كه نيستى و بطلان صرف بوده و راهى به سوى وجود ندارد . و آن چه شرّش غالب و يا خير و شرّش مساوى است ، با عنايت الهى سازگار نيست ، چون عنايت الهى نظام هستى را بر نيكوترين و استوارترين وجه ممكن انتظام بخشيده است . اگر با دقت هر يك از پديده‌هاى اين عالم بررسى شود ، معلوم مىشود كه اگر حتى يك پديده بر همان شكلى كه تحقق يافته ، به وجود نمىآمد ، نظام حاكم بر اين جهان - كه همهء اجزايش مرتبط با يك ديگر است - از هم مىپاشيد و اين خود شرّى است