تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
در ردّ اصل سخن اشاعره مىگوييم : نسبت دادن فعل به واجب تعالى ، به اين صورت كه او ايجاد كنندهء فعل باشد ، منافاتى با نسبت دادن فعل به وسايط ندارد ، زيرا اين انتساب - چنان كه توضيحش گذشت - طولى است نه عرضى و حقيقتِ وساطتِ اين واسطه‌ها به اين امر باز مىگردد كه وجود مسبّب ، مقيّد به امورى است كه به وجود آن ، تخصص و تشخص مىدهد . زيرا ارتباط موجودات با يك ديگر ، خواه به نحو طولى و خواه به نحو عرضى ، همهء آنها را به صورت امر يگانه‌اى در مىآورد كه هستىِ اجزايش به يك ديگر قيد مىزند و خصوصيات و مشخصات آن را تعيين مىكند . از اين رو ، ايجاد يكى از آنها جز با ايجاد اين كلّ مرتبط ميسور نيست . پس تنها يك افاضه و ايجاد است و هر شيئى از آن فيض واحد به ميزان ظرفيت خويش بهره‌مند مىشود . [ توضيح اين كه : در مشاهدهء اشياى خارجى ، اگر چه ابتدا چنين به نظر مىرسد كه هر موجودى مستقل و جدا از ديگر موجودات است و روابط ميان آن‌ها امورى عارضى و بيرون از ذات آنها بوده و در تشكيل هويت و تشخص آنها تأثيرى ندارد و از اين رو ، گمان مىشود يك شىء مىتواند موقعيت زمانى و مكانىاش تغيير كند و در عين حال همان شىء باشد . امّا با دقت نظر دانسته مىشود كه هويت و تشخص هر شىء كاملًا وابسته به روابطى است كه آن شىء با ديگر اشيا دارد ؛ مثلًا هويت ويژهء سعدى مرهون پدر و مادر خاص او ، شرايط زمانى و مكانىاى كه در آن بوده و خلاصه كليهء امورى است كه وجود او را احاطه كرده و به نحوى مؤثر در او بوده است . اين ارتباط به گونه‌اى است كه ايجاد سعدى جز با ايجاد اين امور امكان‌پذير نيست . چه اگر برخى از اين شرايط نباشد و امور ديگرى جاى آن را بگيرد ، شخصى كه به وجود مىآيد ديگر آن شخص مورد نظر نيست ، بلكه هويت و تشخص ديگرى خواهد داشت . سعدى بودنِ سعدى به آن است كه در همان شرايط و در ارتباط با همان امور باشد . از اينجا است كه گفته مىشود : هر شيئى در اين عالم جايگاه ويژهء خود را دارد ، كه به هيچ وجه قابل تغيير و جابه جايى نيست ، هم چون سلسلهء اعداد ، كه در آن هر
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 354 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى