إِلَّا هُوَ »
« 1 » و
« هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى »
« 2 » ، خداى متعال فاعل همهء موجودات است و آثار و افعال هر موجودى نيز بدون واسطه به دو مستند مىباشد ؛ بدين معنا كه غير خداى متعال چيزى در چيزى اثر نمىگذارد و كمترين دخالتى در وجودش ندارد . بنابراين ، چيزى بر چيزى جز خداى متعال توقف ندارد و انسان ، اگر چه قادر و مختار است ، امّا اراده و اختيار او نقشى در تحقق فعل ندارد . بلكه خداى متعال است كه فعل را مقارن با ارادهء انسان ايجاد مىكند ؛ همان گونه كه اراده را مقارن با شوق و شوق را مقارن با تصديق به فايده به وجود مىآورد . در حقيقت خداوند هر چه را ما اثر چيزى مىناميم ، مقارن با مؤثر آن مىآفريند .
در اصطلاح اشاعره ، تقارن ميان وجود فعل و ارادهء انسان ، « كسب » ناميده مىشود و مىگويند : فعل ، « مخلوق » خداوند و « مكسوب » انسان است . و همين « كسب » ، مصحح پاداش و كيفر مىباشد ؛ چنان كه خداوند مىفرمايد :
« لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ »
. « 3 »
بنابراين ، آن چه را ما سبب ، فاعل و يا علت مىناميم ، صرفاً يك عادت در نامگذارى است كه از جريان عادت خداوند بر ايجاد برخى از اشياى مقارن با برخى ديگر ، ناشى شده است . و اگر چه فاعلهاى عادّى گوناگونند و بعضى مانند انسان ، فاعل مختار به شمار مىرود ، امّا افعال جبرى است ، زيرا اختيار فاعل هيچ گونه تأثيرى در فعل او ندارد . « 4 » ]
[ 10 ]
بررسى نظريهء اشاعره
هامش
( 1 ) . غافر ( 40 ) آيهء 62 : اين است خداى يكتا پروردگار شما ، آفريدگار هر چيزى . خدايى جز او نيست
( 2 ) . حشر ( 59 ) آيهء 24 : اوست خدايى كه آفريدگار است ، صورت بخش است ، اسمهاى نيكو از آن اوست
( 3 ) . بقره ( 2 ) ، آيهء 286
( 4 ) . بنابر اين ، اشاعره از سويى انسان را داراى اراده و اختيار مىدانند و از سوى ديگر افعال او را جبرى به شمار مىآورند و قول به اختيار را با قول به جبر جمع كردهاند