تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
اندازه و مقدار شىء را معين مىسازد ، همان علم ذاتى واجب تعالى خواهد بود . خلاصه آن كه : « قدر » بر حسب عينيت خارجى همان تعين انتزاع شده از وجود خارجى است و « تقدير » همان تعين علميى است كه وجود خارجى بر طبق آن شكل مىگيرد ؛ چنان كه « مقضى » [ / متعلق قضا ] همان وجوب انتزاع شده از وجود خارجى است و « قضا » همان ايجاب علميى است كه وجوب خارجى را به دنبال دارد ، خواه از جهت ماهيت و ذات باشد و خواه از جهت صفات و آثار .

پاسخ :

ترديدى در اين نيست كه ماهيت ، يك حدّ ذاتى براى موجود ممكن به شمار مىرود ، اما فلاسفه در بحث « قدر » مفهوم عرفى و ظاهرى آن را رعايت كرده‌اند و آن عبارت است از : حدّى كه به صفات و آثار شىء - يعنى آن چه شىء موضوع آن محسوب مىشود - ملحق مىگردد ، نه به اصل ذات . بنابر اين ، قدر تنها در محدودهء طبايعى است كه به نحوى به ماده تعلق دارند . [ 11 ]

هدف از طرح بحث قضا و قدر

هدف حكما از طرح بحث قدر بيان اين نكته است كه موجود ممكن در صفاتى كه واجد آن مىگردد و آثارى كه از آن صدور مىيابد ، رها و مستقل از واجب تعالى نيست ، بلكه زمام امرش به دست واجب تعالى است و جز آن چه او مقدر ساخته ، تحقق نمىيابد . اين مطلب نزديك به آن سخن حكما است كه : « علتِ علت شىء ، علت آن شىء است » . هدف از طرح بحث قضا هم بيان اين نكته است كه وجود ممكن منوط به وجوب غيرى آن است كه در يك علم پيشين به واجب تعالى منتهى مىگردد و اين نزديك به آن سخن حكماست كه : « شىء تا واجب نگردد موجود نمىشود » .