تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
مىگردد ، چرا كه نفىِ نفى همان اثبات است ؛ مثلًا عبارت : « آن كه نادان نيست » و « آن كه ناتوان نيست » دو صفت سلبى است كه به « دانا » و « توانا » باز مىگردد . همان گونه كه در بحث‌هاى گذشته دانسته شد ، هيچ كمالى را از واجب تعالى نتوان سلب نمود [ و لذا صفات سلبى واجب تعالى هرگز از نوع « سلب كمال » نيست ، بلكه هميشه بيانگر « سلب نقص » مىباشد . ] از اين جا دانسته مىشود كه صفات سلبى در حقيقت به صفات ثبوتى باز مىگردد . « 1 » [ 3 ] صفات ثبوتى خود بر دو قسم است : 1 - صفات حقيقى ؛ مانند حىّ 2 - صفات اضافى ؛ مانند عالميت ، قادريت ، [ خالقيت و رازقيت . مقصود از صفات اضافى ، همان اضافه و نسبتى است كه ميان ذات و غير ذات برقرار مىباشد . « 2 » و مقصود از اضافه در اين جا همان معناى لغوى آن ، يعنى نسبت است نه اضافه‌اى كه از مقولات عرضى به شمار مىرود . از اين جا دانسته مىشود كه صفات اضافى امورى اعتبارى مىباشد ، زيرا اضافه در جايى است كه دو طرف مستقل وجود داشته باشد و آن گاه ميان آن دو طرف ، نسبتى برقرار شود ، در حالى كه غير واجب تعالى ، هر چه هست ، عين ربط به اوست و هيچ استقلالى از او ندارد . اين عقل است كه به وجودهاى فى غيره نظر استقلالى كرده و براى آن وجود فى نفسه « اعتبار » مىكند و آن گاه نسبتى ميان آنها و واجب تعالى برقرار مىسازد ؛ والّا چنين نسبتى واقعيت ندارد . امّا صفات حقيقى ، خواه از صفات ذات باشد و خواه از صفات فعل ، امورى واقعى است ، زيرا صفت
هامش
( 1 ) . حكيم سبزوارى در شرح منظومه ، ص 52 چنين مىگويد : « ويقال لنعوته السلبية صفات الجلال ، و لنعوته الثبوتية صفات الجمال » . و صدرالمتألهين در اسفار ج 6 ، ص 118 مىگويد : « الصفة امّا ايجابية ثبوتية ، وامّا سلبية تقديسية ، و قد عبّر الكتاب عن هاتين بقوله : « تبارك اسم ربّك ذى الجلال و الاكرام » . فصفة الجلال ما جلّت ذاتها بها عن شائبة الغير ، وصفة الاكرام ما تكرّمت ذاته بها و تجملت » ( 2 ) . حكيم سبزوارى در شرح منظومه ، ص 152 مىگويد : « فانّ العالمية نفس النسبة التى للعلم الى المعلوم ، والقادريةنفس النسبة التى بين القدرة والمقدور » . و نيز مؤلف در تعليقهء بر اسفار ( ج 6 ، ص 119 ) مىگويد : « امّا اضافية و هى ما كانت محض النسبة ، كالعالمية و القادرية »