باشد ؛ مانند پروردگار آسمان و زمين ، پروردگار انسان و غير آن - نتيجهاش فساد نظام عالم و تدافع ميان اجزاى آن خواهد بود . حال آن كه نظام عالم يك نظام واحد بوده و ميان اجزاى آن بستگى و تلازم مستمر برقرار مىباشد . « 1 »
[ 5 ]
اشكال :
استحكام و استوارى شگفت آور نظام حاكم بر اجزاى عالم گواه راستينى است بر آن كه تدبير جارى در آن ، از روى علم و آگاهى مىباشد [ و مدبر عالم ، خواه واحد باشد و خواه متعدد ، حكيم و عليم مىباشد . ] و اصول فلسفىاى كه علل جهان مشهود را موجوداتى مجرد و عالم معرفى مىكند ، اين مطلب را تأييد مىكند . با توجه به اين امر ، بر فرض كه پروردگارهاى متعدد مفروض ، داراى ذاتهاى گوناگون و مغاير هم باشند و بپذيريم كه اين امر طبيعتاً سبب اختلاف افعال و ناسازگارى ميان آنها مىگردد ، امّا از آن جا كه پرودگارهاى مفروض ، عالم و عاقلاند ، مىتوانند بنا را بر سازگارى و هماهنگى بگذارند ، تا مصلحت نظام يگانه حفظ گردد و آن نظام پايدار بماند .
[ اين اشكال را بدين صورت نيز مىتوان تقرير كرد : منشأ اختلاف و ريشهء تنازع ، يا جهل است و يا عجز . يعنى پروردگارهاى متعدد كه دركار خود با يك ديگر ناسازگارند ، يا آن چه را مصلحت واقعى و حكمت حقيقى است ، نمىدانند و يا اگر مىدانند حبّ جاه و مقام نمىگذارد آن چه را مىدانند عمل كنند . و چون اين گونه نقصها جزء صفات سلبى پروردگار است ، پس قطعاً هيچ يك از اينها در حريم مدبرعالم آفرينش راه ندارد . در نتيجه هر دوى آنها به آن چه نظام احسن است ، علم دارند و بر آن چه كه عالمند ، توانايند . و چون مصلحت واقعى در نظام اتم بيش از يكى نيست ، قهراً اختلافى بين ارادهء آنان نخواهد بود . يعنى هر دو با هماهنگى و يگانگى خللناپذير ، عالم آفرينش را طبق نظام احسن تدبير مىنمايند و هيچ گاه ميان ارادهء آنان
هامش
( 1 ) . مؤلف گرامى قدس سره برهان ياد شده را از آيهء شريفهء :« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا »( انبياء ( 21 ) آيهء ( 22 ) استفاده كردهاند و همين برهان را در ذيل تفسير اين آيه آوردهاند . ر . ك : الميزان ، ج 14 ، ص 266 - 268 طبع بيروت