تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
[ 6 ]

برهان چهارم

اين برهان را فارابى در فصوص با اين عبارت بيان كرده است : « وجوب وجود به واسطهء حمل بر افراد كثير و متعدد منقسم « 1 » نمىگردد و گرنه معلول خواهد بود . » « 2 » شايد مقصود فارابى از عبارت فوق آن باشد كه : اگر چند واجب بالذات وجود داشته باشد ، كثرت نمىتواند مقتضاى ذات آن باشد ، زيرا در اين صورت هرگز مصداقى براى واجب تحقق نخواهد يافت . زيرا هر چه به عنوان مصداق براى آن فرض شود كثير خواهد بود و كثير بدون آحاد و افراد تحقق نمىيابد و چون هيچ واحدى مصداق واجب نيست ، كثير نيز تحقق نمىيابد و چون كثير تحقق ندارد ، واجب فاقد مصداق خواهد بود ، در حالى كه او بنابر فرض واجب الوجود است و چون كثرت نمىتواند مقتضاى ذات واجب باشد ، لاجرم مقتضاى امرى بيرون از ذات او واجب خواهد بود و اين نيز محال است ، چرا كه مستلزم نيازمندى واجب به غير خود مىباشد و اين امر با وجوب وجود منافات دارد . [ توضيح اين كه : كثرت از صفات وجود است و صفات وجود عين وجود مىباشد . بنابراين ، كثرت عين كثير خواهد بود . از طرفى ، كثير همان مجموع آحاد است . پس اگر كثرت نيازمند غير بوده ، با دخالت آن تحقق يافته باشد ، آحاد نيز نيازمند غير خواهند بود ، در حالى كه هر يك از آحاد ، بنابر فرض ، واجب الوجوداند . پس اين خلاف فرض خواهد بود . ] [ عبارت منسوب به فارابى به گونه‌اى ديگر نيز تبيين شده است و آن اين كه :
هامش
( 1 ) . مقصود از تقسيم همان تقسيم منطقى است ؛ يعنى تقسيم كلى به جزئياتش . در تقسيم منطقى گاهى جنس به واسطهء انضمام فصول گوناگون به انواع تقسيم مىشود ( تنويع ) و گاهى جنس و يا نوع به واسطهء ويژگىهايى كه اخص از آن جنس و يا نوع است به اصناف منقسم مىگردد . ( تصنيف ) و گاهى جنس يا نوع يا صنف به افراد منقسم مىشود ( تفريد ) ؛ در اينجا نوع اخير تقسيم مورد نظر است ( 2 ) . فصل هشتم از فصوص الحكم ، منسوب به فارابى
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 253 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى