فصل سومواجب بالذات ماهيت ندارد « 1 »
[ 1 ]
برهان نخست :
پيش از اين در مرحلهء وجوب و امكان روشن شد كه هر شىء ماهيت دارى ممكن مىباشد . عكس نقيض اين قضيه آن است كه : « آن چه ممكن نيست ، ماهيت ندارد . » بنابراين ، واجب بالذات و نيز ممتنع بالذات داراى ماهيت نيستند [ ؛ البته واجب بالذات چون فوق ماهيت است و ممتنع بالذات از آن رو كه دون ماهيت است . ]
[ 2 ]
برهان دوم :
در مرحلهء وجوب و امكان استدلال معروفى را كه براى نفى ماهيت از ساحت واجب تعالى اقامه شده ، بيان كرديم . استدلال اين بود كه : اگر واجب تعالى ماهيت و ذاتى علاوه بر وجودش مىداشت ، در مرحلهء ذاتش نه موجود بود و نه معدوم . از اين رو ، براى اتصاف به وجود نيازمند يك سبب خواهد بود . سبب و علت مورد نظر يا همان ذات و ماهيت واجب تعالى است و يا امرى بيرون از آن مىباشد و هر دو فرض محال است . اما علت بودن ذات و ماهيت واجب تعالى براى وجودش از
هامش
( 1 ) . در اين كتاب مجموعاً چهار برهان اثبات اين مطلب اقامه شده است : برهان اول - كه هم در مرحلهء وجوب و امكان بيان شد و هم در اين قسمت به آن اشاره مىشود - از راه تلازم ميان ماهيت و امكان - كه در فصل اول از مرحلهء چهارم تبيين گشت - مدعا را ثابت مىكند . برهان دوم در مرحلهء چهارم بيان شد و در اين فصل نيز تكرار مىشود تا مقدمهاى باشد براى پاسخ به يك اعتراض كه نسبت به آن برهان ايراد شده است . برهان سوم نيز در مرحلهء چهارم بيان شد و برهان چهارم در اين جا مطرح مىشود