تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
ثالثاً : در برهان اول نيازى به بيان استحالهء دور و تسلسل نيست ، بر خلاف برهان دوم كه به محال بودن دور و تسلسل تمسك مىجويد . « 1 » [ 3 ]

تقرير دوم

اين تقرير [ را نيز محقق سبزوارى در تعليقهء خود بر اسفار « 2 » آورده كه در واقع ] به تقرير نخست باز مىگردد و بر « اصالت وجود » مبتنى است [ و ديگر نيازى به اثبات تشكيك وجود ، بساطت وجود و مانند آن را ندارد ؛ بر خلاف تقريرى كه از صدرالمتألهين در دنبالهء بحث ذكر خواهيم كرد . ] و بيانش آن است كه : حقيقت وجود كه اصل واقعيت و حقيقت امور خارجى را تشكيل مىدهد ، يك حقيقت مرسل [ / صرف و مطلق ] است ، [ نه محدود ، مشوب و مقيد . ] و هرگز عدم در آن راه ندارد و هيچ‌گاه نيستى را نمىپذيرد ، زيرا [ وجود و عدم نقيض يك ديگرند و ميان آن دو رابطهء تقابل حاكم است و ] هيچ مقابل ، نقيض و مقابل خود را قبول نمىكند ، [ بلكه ذاتاً آن را طرد مىكند . ] و آن حقيقت مرسلى كه عدم بر آن محال و ممتنع است ، واجب الوجود بالذات مىباشد . بنابراين ، حقيقت مطلق و مرسل وجود ، واجب الوجود بالذات است و اين همان نتيجهء مورد نظر ماست . [ مقدمات اين برهان را مىتوان به اين صورت تنظيم كرد : 1 - حقيقت وجود ، يك حقيقت مرسل ، صرف و مطلق است و هيچ حد و قيدى آن
هامش
( 1 ) . فرق چهارمى نيز بيان شده و آن اين كه « اما » در برهان نخست براى « ترديد » است و در برهان دوم براى « تقسيم » . يعنى در برهان نخست مىگوييم : در مورد حقيقت وجود در به دو نظر دو احتمال وجود دارد : احتمال نخست اين كه واجب باشد و احتمال دوم اين كه واجب نباشد . اما در برهان دوم مىگوييم : حقيقت وجود بر دو قسم است : قسم نخست وجود واجب و قسم دوم وجودهاى ممكن . اما به نظر مىرسد ، « اما » در برهان دوم نيز براى ترديد است ، نه تقسيم . زيرا تقسيم وقتى صحيح است كه وجود اقسام از پيش مسلم باشد ( 2 ) . اسفار ، ج 6 ، ص 16
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 201 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى